تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤١ - رهنمودهايى از آيات
آرزوهاى شيطانى آن پيروز شود، و سدّ عادت را بشكند تا به مشاهده نور حقيقت راه پيدا كند، و به آن متمسك شود، حتى اگر اين كار سبب آن بوده باشد كه از همه دستاوردهاى نادرست پيشين خود صرف نظر كند.
سپس آيات به اين امر اشاره مىكند كه تدبر و انديشيدن در قرآن آدمى را به معانى حكمت و علمى كه اين كتاب آسمانى مشتمل بر آنها است نزديك مىكند، كه در قرآن نشانههاى حكمت و گواههاى آن به صورت وضوح در احكامى كه در آن آمده مشهود است، و در هر حكم مراعات همه جوانب مىشود و به هيچ كس به خاطر رسيدن سودى بى دليل به كس ديگر ظلم و ستمى نمىرسد، و اما حقايق علم در باطن آيات حكم نهفته است، و مؤمنان، به ميانجيگرى اين يك و آن يك از دو نام حكيم و عليم پروردگارشان آگاهى پيدا مىكنند.
و در پايان اين آيات خداوند مثلى از واقعيت موسى (ع) مىزند كه پاك و پاكيزه بود، و وحى چراغ عقل او را به نور خدا روشن كرد، و اين در آن هنگام اتفاق افتاد كه، در ژرفناى بيابان و در شبى تاريك، سرما و همسر حامله و ترس از تلف شدن او را در ميان گرفته بود، و بدين گونه است كه وحى خدا در لحظات پاكى و پاكيزگى و تجرّد به پيامبرانش مىرسيده است، و اين لحظات متقارن با همان لحظههاى سختى و گرفتارى آنان مىشده است.
وحيى كه به موسى رسيد براى آن نبود كه به چارهجويى دشواريهاى شخصى بپردازد، بلكه وحى از آن روى بر وى نازل شد كه به درمان دردها و مشكلات همه امت قيام كند، و اين دليل بر آن است كه از بالا به اتصال غيبى دست يافته بود، و اگر رسالتى كه آورد ساخته خود وى مىبود، آثار اوضاع و احوالى كه در ميان آنها گرفتار بود در آن مشاهده مىشد و هرگز توجه آن معطوف به امتش و بلكه تمام بشريت نمىشد، زيرا كه ثقافت و فرهنگ زمينى از محيط انسان سرچشمه مىگيرد و از آن تأثير مىپذيرد، ولى موسى (ع) در آن لحظه اين ندا را از پروردگار خويش شنيد كه: من خداى پروردگار جهانيانم، و او در آن حال همه چيز را فراموش كرد، و به صورتى خالص به پروردگار خويش توجه پيدا كرد، و