تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٥ - شرح آيات
هود كلمه تقوى را با كلمه «و أطيعون» مقارن ساخته تا دليل بر آن باشد كه اصلاح از راه اطاعت و فرمانبردارى صورت پذير مىشود، بدان سبب كه جانشينى خدا را در زمين تجسم مىبخشد.
[١٣٢- ١٣٣] «وَ اتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُمْ بِما تَعْلَمُونَ* أَمَدَّكُمْ بِأَنْعامٍ وَ بَنِينَ- و از آن كس بترسيد كه با آنچه مىدانيد به شما مدد و يارى رساند* با دامها و فرزندان به شما مدد رساند.» شايد اين دو آيه به آن مرحله بيابان نشينى اشاره داشته باشد كه قوم عاد از آن گذشت و خدا از آن به گفته «بأنعام و بنين» ياد كرده است، و اين نعمتها معمولا مخصوص اهل صحرا و بيابان است.
[١٣٤] اما مرحله دومى كه قوم عاد بر آن گذشت، مرحله شهر نشينى است كه در اين گفته خداوند متعال آمده است
«وَ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ- و باغها و چشمهها.»/ ٩٢ كه در آن كشاورزى گونهاى از پيشرفت در جريان بشريت است.
[١٣٥] «إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ- من براى شما از عذاب روز بزرگ بيمناكم.» هود از آن نگران بود كه قومش با آنچه مىكنند گرفتار عذاب روزى بزرگ شوند، و شايد فرق ميان عذاب بزرگ و عذاب روزى بزرگ كه در قرآن از آن ياد شده، در اين بوده باشد كه: چون عذاب به روز نسبت داده شود، آن را فرا مىگيرد و با امتداد يافتن آن استمرار پيدا مىكند، و شايد بيش از يك نوع عذاب بوده باشد، پس آنان را از اين روز بر حذر داشته است.
[١٣٦] «قالُوا سَواءٌ عَلَيْنا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الْواعِظِينَ- گفتند كه: خواه ما را اندرز دهى و خواه از اندرز دهندگان نباشى، براى ما يكسان است.» به هر صورت ما به تو ايمان نخواهيم آورد.
[١٣٧] «إِنْ هذا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ- اين چيزى نيست جز خلق و خوى