تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٤ - شرح آيات
[١٣٠] آرزوى جاودانه ماندن يا تصور محض آن انسان را به سركشى و طغيان برمىانگيزد، و به همين سبب قوم عاد خانههاى خود را بر بالاى بلنديها مىساختند، و به ساختن كاخهاى بزرگ مىپرداختند و به اين كار مغرور مىشدند و تكبّر پيدا مىكردند، و نيروهاى خود را براى فرو نشاندن خشم خويش ضد پيرامونيان خود به كار مىگرفتند؛ و خداوند متعال گفت
«وَ إِذا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ- و هنگامى كه خشمگين مىشويد، ستمگرانه خشم خويش را نشان مىدهيد.» خشم شما نسبت به خطا كاران نيست، بلكه آن را براى گسترش تسلط خويش به كار مىگيريد، و مىخواهيد در دلهاى مردمان ايمن و آرام نسبت به خودتان ايجاد هراس كنيد.
[١٣١] «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ- پس از خدا بترسيد و به فرمان من باشيد.»/ ٩١ خداوند متعال كلمه تقوى را از زبان هود (ع) چهار بار در اين سوره تكرار كرده است، و اين مرتبه سوم آن است، و شايد بعضى بپرسند كه: چرا اين كار چهار بار در اين سوره تكرار شده است؟
پاسخ آن چنين است: كلمه تقوى بعد واحد ندارد، و در برابر هر گناهى ترس و تقواى ويژه آن وجود دارد، چنان كه تقوى در دروغگويى ترك دروغ گفتن است، و در كفر ايمان، و در گناهكارى ترك گناه، و در تجاوز و دشمنى ترس از خدا.
و بنا بر اين تقوى در اين آيه در ترك كردن كارهاى بيهوده تجسم پيدا مىكند، و در دور كردن انديشه جاودانه زيستن، و اجتناب از خشم گرفتن بر مردمان و آزردن ايشان، و به همين جهت در ضمن داستان قوم هود هر گاه از انحرافى از آنان ياد شده، امر به تقوى و ترس از خدا با آن همراه است، بدان جهت كه انحراف سبب رسيدن به عذاب الاهى است كه ناگزير بايد از آن اجتناب شود، و اما منظور از تقوى در آيهاى كه پس از اين مىآيد، شايد آن سپاسگزارى و شكر و ترك ناسپاسى و كفر به نعمتهاى خدا از راه نپرداختن حقوق آنها بوده باشد.