تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٦ - شرح آيات
پيشينيان».
قوم عاد پيامبر خود را با اين گفته به مرتجع بودن و داشتن انديشههاى عقب مانده متهم كردند. پيامبر خدا نوح (ع) به فرزندان خود خبر داده بود كه پس از او از نسل وى پيغمبرى مبعوث خواهد شد، و آنان را از وصف او آگاه كرده و فرمانبردارى از وى را به ايشان گوشزد كرده بود، و اين وصيت ميراثى بود كه از نسلى به نسل ديگر انتقال مىيافت، و ايشان را هر سال جشنى بود كه در آن از وصيت و سفارشى نياى خويش نوح (ع) ياد مىكردند، و چون هود به پيامبرى بر ايشان مبعوث شد، نسبت به او كافر شدند و لعنت خدا بر كافران قرار گرفت.
در حديثى از امام صادق (ع) روايت شده است كه گفت
«چون دوران نبوت نوح (ع) منقضى شد و ايام او پايان پذيرفت، خداوند به او چنين وحى كرد: اى نوح! پيامبرى خويش را به پايان رسانيدى و روزهاى خود را تمام كردى، پس علم و ايمانى را كه در نزد تو است، و اسم بزرگ، و ميراث علم، و آثار علم نبوت را در ذرّيه و نسل خودت كه پس از تو خواهند قرار ده، چه من آن را قطع نخواهم كرد به همان گونه كه از همه خاندانهاى نبوت كه ميان تو و آدم (ع) بودهاند قطع نكردهام،/ ٩٣ و زمينى را بر جاى نمىگذارم مگر اين كه در آن عالمى بوده باشد كه به وسيله وى دين من و فرمانبردارى از من شناخته شود، و وسيله نجاتى براى كسانى باشد كه در ميان مرگ يك پيامبر و بعثت پيامبرى ديگر به دنيا مىآيند».
و او (ع) گفت
«و نوح به سام (پسرش) از آمدن هود عليه السلام بشارت داد». [٢٦] [١٣٨] «وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ- و ما گرفتار عذاب نخواهيم شد.» يعنى براى كرامت و مقامى كه در نزد خدا داريم، عذاب نخواهيم ديد، و شايد چنان تصور مىكردند كه از جهت غير ممكن بودن عذاب گرفتار عذاب
[٢٦] - نور الثقلين، ج ٢، ص ٦٢.