تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥ - شرح آيات
آزمايش و ابتلا صورت نمىگرفت، و براى قائلان به حق مزد مبتلايان و در حق مؤمنان ثواب و پاداش نيكوكاران وجوب پيدا نمىكرد، و نامها براى اهل آن معنى آشكار نمىداشت، و به همين جهت اگر خدا از آسمان آيتى را فرو مىفرستاد، گردنهاشان در برابر آن خاضع مىشد، و اگر چنين مىشد بلوى و آزمايش از همه مردم ساقط مىشد». [٣] [٥] رسالتهاى خدا برانگيزنده عقل و بيدار كننده فطرت است، و قلب را از رسوبات/ ١٦ تقليد مىرهاند، و قيد و زنجيرهايى را كه مانع جنبش و حركت است باز مىكند، و كسانى كه به آنها كفر مىورزند، از ذكر و يادآورى آنها خوددارى مىكنند و متوجه و متشبّث به تقليدهاى كهنه مىشوند.
«وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ- و هيچ ياد آورى از رحمان به ايشان نمىرسد.» خدا از آن نظر قرآن را ذكر ناميده است كه براى آدمى حكم آگاه كننده دارد، همچون كسى كه در تاريكى راه مىپيمايد و چراغى در دست دارد كه از آن غافل است، و كسى او را به ياد چراغش مىاندازد.
«مُحْدَثٍ- تازه و نو.» اين ذكر و قرآن، على رغم آن كه رسالتها در طى قرنها يكى است، و حتى اين كه جاهلان گفتهاند كه: اينها چيزى جز اسطورههاى پيشينيان نيست، تازه و نو است. براى چه؟
اولا: براى آن كه قرآن پس از خوابى از بشر نازل شده كه در آن پيوندهاى وى با ارزشها سست شده و صورت ذكرى تازه پيدا كرده است.
ثانيا: بدان سبب كه رسالتهاى خدا آدمى را به عقل دعوت مىكند، و عقل در پيش روى آدمى است و پيوسته او را به پيش مىراند، و همان است كه قيد و بند تقليد را از انسان باز مىكند، و از تسلّط نيروى جمود و بهبود ناپذيرى او را خارج
[٣] - همان منبع، ص ٤٦.