تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٦ - زمينه كلى
در جاى ديگرى از سوره (آيه ٥٤) ستايش خدا را بر اهل صبر و خوددارى و پرهيز مىخوانيم كه همان بازماندگان مؤمن از اهل كتابند، يعنى كسانى كه بردبارند، و بدى را به نيكى پاسخ مىدهند و در راه خدا انفاق مىكنند، و از لغو نادانان و جدلهاى آنان دورى مىگزينند، و اين صفات از برنامههاى اصحاب رسالت در روزگار تقيه و خود پنهان كردن و به كار سرّى پرداختن بوده است.
/ ٢٥٢ در سياق اين سوره از اخلاق مهاجر در راه خدا با خبر مىشويم كه سرآغاز آن احسان كردن به مردم است، و پاسدارى از ارزشهاى رسالت على رغم دشواريهايى كه از مهاجرت و بى خانمانى نتيجه مىشود، و وفا كردن به حقوق (كه موسى در همه اينها به حد اعلى پيش رفته بود) و ريشهدار شدن در سرزمين از طريق برقرار كردن رابطه زناشويى.
ج: سورة القصص- ظاهرا- متمركز در پيرامون شخصيت قائد و راهبر و صفات او است، و پس از بيان اراده خدا به خلاص كردن مستضعفان، مستقيما با داستان ولادت موسى (ع) رو به رو مىشويم، و سپس شخصيت موسى (ع) به صورت يك پيشواى غايب و سرى بر ما عرضه مىشود، ولى ناگهان در ميدان مبارزه حضور پيدا مىكند و به يارى يكى از پيروان خود برمىخيزد، پس از آن دستگاههاى نظام فرعونى به جستجوى وى برمىخيزند، و صفت احسان بزرگترين صفت او پيش از مبعوث شدن به پيامبرى مىشود، و سياق در اين باره تأكيد مىكند كه اينها سواى برگزيدگى او به علم و حكم است «وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ- و نيكوكاران را بدين گونه پاداش مىدهيم» و اين را در آن وقت مىيابيم كه از خود و هر علاقهاى كه به دنيا دارد درمىگذرد، يعنى در آن هنگام كه در جانب غربى در نزديكى درختى ايستاده بود و وحى پروردگار خويش را دريافت مىكرد.
د: و در جهت عكس، شخصيت پيشواى كفر يعنى فرعون، و رمز مال يعنى قارون گردنكش و طاغى، و نمونه ديوانسالارى يعنى فاسد و تباه شده به نظر ما مىرسد.
ه: سوره پيوستگى وحى را از موسى- عليه السلام- تا محمد- صلى