تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٨ - شرح آيات
كنيد.» [١١١] «قالُوا أَ نُؤْمِنُ لَكَ وَ اتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ- گفتند كه: آيا بايد به تو ايمان آورد كه پستترين افراد از تو پيروى كردهاند؟» اين همان تمايز زشت طبقاتى است كه مستضعفان عنوان اراذل و اوباش پيدا مىكنند و مستكبران به بهانه ايمان آوردن آنان به رسول از ايمان آوردن خوددارى مىورزند.
/ ٨٣ در تفسير علىّ بن ابراهيم آمده است كه: مقصود آنان از ارذلون مردمان فقير بوده است، و در تفاسير ديگر نيز معانى مشابهى آمده است، همچون صاحبان حرفههاى پست يا مسكينان.
١١٢- ١١٣] «قالَ وَ ما عِلْمِي بِما كانُوا يَعْمَلُونَ* إِنْ حِسابُهُمْ إِلَّا عَلى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ- گفت: من از آنچه مىكنند آگاهى ندارم* رسيدگى به حساب آنان تنها به پروردگارم مربوط مىشود، و كاش اين را مىفهميديد.» يعنى، من از آنان چيزى جز نيكى نديدم، چون از ايشان دعوت كردم، به نداى من پاسخ مثبت دادند، رسيدگى به حساب ايشان بر عهده من نيست و پروردگارم به حساب ايشان خواهد رسيد.
[١١٤] «وَ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِينَ- و من كسى نيستم كه مؤمنان را طرد و دور كنم.» كسى نيستم كه براى نشان دادن فرمانبرداريم نسبت به شما به طرد مؤمنان بپردازم، بلكه من بيم دهنده به همه مردمانم.
در اين جا ملاحظه مىكنيم كه نوح پيغمبر خدا (ع) اين پيشنهاد را رد كرد كه دين او دين مستكبران باشد، چه مستضعفان اگر مؤمنان خالص و مخلص باشند، بهتر از مستكبراناند، و دين ملك نوح (ع) نيست بلكه در مالكيت خدا است، و او حق طرد كردن مؤمنان را ندارد.
[١١٥] «إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ- من چيزى جز يك بيم دهنده آشكار نيستم.»