تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣ - گردآمدن جادوگران
«فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ- پس چون ساحران آمدند، به فرعون گفتند كه: آيا اگر امروز پيروز شديم مزدى خواهيم داشت؟» اگر چنين باشد، براى پيروز شدن تلاش بيشترى به خرج خواهيم داد.
در اولين لحظهاى كه با موسى رو به رو شدند، ضمير ايشان گرفتار لرزشى شد.
آيا اين چوپانى كه با عصاى رانندگى گوسفندان خود به چالش ضد بزرگترين طاغوت آمده كيست، و چرا فرعون از عذاب سخت دادن به او همچون به هزاران نفر از افراد قوم خود درمانده است؟! در تفسير علىّ بن ابراهيم آمده است كه: «جادوگران چون چشمشان به موسى افتاد، او را ديدند كه به آسمان مىنگرد، و به فرعون گفتند كه ما مردى را ديديم كه به آسمان نگاه مىكند و جادوى ما قدرت رسيدن به آسمان را ندارد». [١٠]/ ٤٥ [٤٢] فرعون- همچون ديگر طاغوتان- از آن آگاه بود كه تاج و تخت او را آن مدعيان دين و علمى مىسازند كه سلاح مخالفت و طرد احكام نادرست را از دست ناكامان مىربايند، و در دلهاى ايشان ايجاد ترس و توسل جستن به تسليم ايجاد مىكنند، و ناگزير بايد ضميرهاى اين گروه زيانكار به هربها كه باشد خريده شود ...
«قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ- (فرعون) گفت: آرى، و آن گاه شما از مقربان خواهيد بود.» قيمت حقيقى براى اين ضميرهاى خيانتكار مشاركت در فرمانروايى است، و فرعون همين را به جادوگران وعده داد؛ مگر نه اين است كه در ساختن تاج و تخت او و در همه گناهانى كه صاحب آن مرتكب مىشود با او شريكند، پس چرا نبايد در غنيمتهاى آن سهيم باشند.
[١٠] - تفسير نور الثقلين، ج ٤، ص ٥١.