تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٧ - كتاب موسى
/ ٣٢٨ «و پناه مىبرم به تو از علمى كه سودى ندارد». [١٩] مقصود از آن علمى است كه به آن عمل نمىشود.
هنگامى كه آدمى به علم عمل نكند، گمراه و جاهل باقى مىماند، و حتى خود علم را فراموش مىكند، اما چون به علم عمل كند، نتيجه آن رسيدن به خوشبختى و دريافت لطف الاهى (رحمت) به صورت مادّى و معنوى خواهد بود.
اينك اين پرسش پيش مىآيد كه: هدف از اين رسالت كه مشتمل بر بصيرتها و هدايت و رحمت است چيست؟
«لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ- شايد به ياد آورند.» چه چيز را مردمان به ياد مىآورند؟
پيمانى را كه با خدا بسته بودند به ياد مىآورند، و به فطرت خويش بازمىگردند، بدان جهت كه از خصوصيّات رسالت يكى آن است كه پردهها را از برابر قلب بشر دور مىكند، و از اين آيه چنين الهام مىگيريم كه: آخرين عامل در حركت انسان خود او است، پس بصيرت و راهنمايى و رحمت از جانب خدا است، اما تذكر مسئوليت خود انسان است.
[٤٤] سپس سياق به ياد ما مىآورد كه پيامبر اسلام (ص) در طرف غربى كوه طور كه موسى (ع) در سفر از مدين به مصر به آنجا رفت حضور نداشت كه موسى براى نخستين بار پذيراى وحى الاهى شد، و گواهانى در آنجا حضور نداشتند كه آن حوادث را به صورت دقيق و عالى توصيف كنند، ولى خداوند سبحانه و تعالى به وسيله قرآن براى بنى اسراييل بيشتر چيزهايى را كه درباره آن اختلاف داشتند بيان كرد، و اين خود دليل صدق و راستى اين رسالت است.
/ ٣٢٩ «وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ- و تو در جانب غربى (كوه طور) در آن هنگام نبودى كه امر خود را به موسى ابلاغ كرديم.» دو كلمه در قرآن است كه يكى از آن دو وضع طبيعى را بيان مىكند، و آن
[١٩] - مفاتيح الجنان، دعاى تعقيب نماز عصر.