تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٥ - رهنمودهايى از آيات
برنامهريزى نشده و دور از مقررات مقام رهبرى است.
به همين سبب موسى (ع) اسراييلى را مورد ملامت قرار داد و به او گفت
«ديروز به جنگ با مردى پرداختى و امروز به جنگ با اين يك پرداختهاى، و بايد تو را ادب كنم، و قصد آن كرد كه بر او كه از پيروان خودش بود حمله برد». [٣] آن مرد چنان گمان كرد كه موسى (ع) قصد كشتن او را دارد، و به همين سبب پيامبر (ع) را متهم به آن كرد كه شايستگى براى رهبرى ندارد،/ ٢٨٣ و هدف وى چيزى جز فساد كردن در زمين و تجبّر نيست، و در اين ميان سرّى از اسرار حركت در آن هنگام كه در برابر چشمان مردم اعلام كرد كه كشنده قبطى ديروز موسى (ع) بوده است فاش شد و خبر در جامعه انتشار يافت و دستگاه حاكم چنان مقرر داشت كه از موسى (ع) انتقام بگيرد تا عبرتى براى ديگران باشد.
چنان به نظر مىرسد كه حركت رسالى به پختگى رسيده بود و همين امر آن را بر اين داشت كه با تحقيق از نزديكان فرعون از نقشه او آگاه شود، و آن از سببهاى رستگارى در عمل شد، و نقشه موسى براى مقابله با نقشه فرعون آن شد كه در راه خدا به مهاجرت بپردازد.
بدين گونه جنبش مكتبى وارد مرحلهاى تازه شد، و اسلوب ديگرى در فعاليتهاى مكتبى به كار افتاد؛ و هجرت در جنبشهاى مكتبى سراسر تاريخ يك مرحله اساسى بوده، و آن داراى دادههاى مهمى در تراز فرد و حركت است و، مثلا، از يك سو فرد را تزكيه مىكند، و از سوى ديگر رهبرى و تحرك را محفوظ مىدارد.
مهاجرت براى موسى (ع) به معنى گريختن از صحنه مبارزه و عمل در راه خدا نبود، بلكه فرصتى براى فراهم آوردن آمادگى بهتر براى مبارزه و عمل به شمار مىرفت، از آن روى كه مستضعف و محروم بود، پس در اين جا و آن جا جستجو مىكرد تا اگر با مستضعفى رو به رو شود به يارى او بپردازد، به همان گونه كه
[٣] - نور الثقلين، ج ٤، ص ١١٩.