تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٢ - شرح آيات
جانشينم بر كشورم و وليعهدم؟ اگر چنان باشد كه شما گفتهايد، به سبب كفران نعمتش مستحق عذاب است، و اگر شما دروغ گفته باشيد، به سبب بدگويى بى جهت در حق او گرفتار عذاب سخت خواهيد شد. پس خربيل و آنان را حاضر كردند و از او پرسيدند كه: آيا تو نسبت به ربوبيت فرعون پادشاه و نعمت او كفر ورزيدهاى؟ و او گفت: اى پادشاه، آيا هرگز از من دروغ شنيدهاى؟ گفت: نه، گفت: پس از ايشان بپرس كه پروردگارشان كيست؟ گفتند: فرعون، به ايشان گفت: چه كس شما را آفريده؟ گفتند: همين فرعون، گفت: روزى دهنده شما و متكفّل معيشت شما و دور كننده بدبختيها از شما كيست؟ گفتند: همين فرعون، و آن گاه خربيل گفت: اى پادشاه! من در برابر تو و كسانى كه در اين جا حضور دارند، گواهى مىدهم كه پروردگار آنان پروردگار من است، و آفريننده آنان آفريننده من، و روزى دهنده آنان روزى دهنده من، و متكفل معيشتهاى ايشان متكفل معيشت من است، و پروردگار و آفريننده و روزى دهندهاى جز پروردگار و آفريننده و روزى دهنده ايشان ندارم، و در برابر تو و كسانى كه در اين جا حضور دارند گواهى مىدهم كه من از ربوبيت هر پروردگار و آفريدگار و روزى رسانى جز پروردگار و آفريدگار و روزى رسان ايشان بيزارم و نسبت به خدا بودن او كفر مىورزم.
خربيل اينها را مىگويد و مقصودش آن است كه اللَّه پروردگار ايشان پروردگار من است، و نگفت كه آن كس كه ايشان او را پروردگار خود خواندند پروردگار من است، و اين معنى بر فرعون و حاضران در مجلس او پوشيده ماند و چنان گمان كردند كه او مىگويد: فرعون پروردگار و آفريدگار و روزى دهنده من است، پس فرعون به ايشان گفت: اى مردان بد و اى خواستاران فساد در كشور من و طالبان ايجاد فتنه ميان من و پسر عمويم كه بازوى من است، شما به خاطر قصد تباه كردن فرمان من و هلاك كردن پسر عمويم و شكستن بازويم مستحق عذاب منيد، و فرمان داد كه يك ميخ در ساق پاى هر يك از آنان و ميخ ديگرى در سينههاشان فرو كوبند، و/ ٢٩٠ با شانههاى درشت آهنين گوشت بدنهاى ايشان را از تنشان بركندند، و