تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٤ - شرح آيات
اكتفاء كرد.
[٢١] به همان گونه موسى (ع) بر خود لحظهاى از وقت را بىجهت تلف نكرد، چه مالك قرارى دور انديشانه بود، همراه با بصيرتى نافذ، كه از مجموع اين دو صفت به نام سرعت تشخيص موقعيت ياد مىشود، و چه بسيار مجاهدان كه گرفتار در چنگال نظامها بر اثر نداشتن سرعت تشخيص موقعيت افتادهاند، كه چون با چيزى غير عادى رو به رو مىشوند، از گرفتن تصميم مقتضى به سبب دشوار بودن آن بر ايشان، همچون پنهان شدن يا مهاجرت كردن يا رو به رو شدن با قضيه عاجز مىمانند و گرفتار محذورات بزرگتر مىشوند.
«فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ- پس از آن (شهر) با ترس و نگرانى بيرون رفت و گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمكاران نجات بخش.» در اين هجرت با خود زاد توكل همراه داشت كه بهترين زاد و توشه راه است.
[٢٢] موسى، در آن هنگام كه از رفتارهاى منحرف جامعه خود هجرت كرد، مهاجر به صورت معنوى بود، ولى اكنون به هجرت عملى به معنى مادى آن نيز آغاز كرده است، و هجرت در راه خدا فوايد بسيار دارد، كه از مهمترين آنها تزكيه نفس شخص مهاجر است، و بنا بر اين اولين كارى كه مهاجر در راه خدا به آن مىپردازد تزكيه و پاكيزه كردن نفس و جان خويش است. چه سختيهاى سفر و غربت و دورى از جامعه فاسد و رو به رو شدن با چالشها و دشواريهاى تازه و ... و ... همه به صورت بوته آزمايشى براى قالبريزى شخصيت انسان در جهت تكامل درمىآيد، و هجرت براى موسى (ع) همين معنى را داشت، چه در جستجوى راه هدايت بود، و هجرت او براى گريز از سختيها و دشواريها صورت نمىگرفت.
هرگز چنين نبود، و او پيوسته در انديشه قوم خود بود.
بعضى از مردم، در آن هنگام كه از سرزمين خود به مهاجرت مىپردازند، و در سرزمينى ديگر به نرمى زندگى و امنيت مىرسند، سرزمين و قوم خود را از ياد