تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٩ - رهنمودهايى از آيات
آفريده و راهنماييش كرده، و خوردنى و نوشيدنى و سلامتى وى به دست او است، و او است كه مىميراند و زنده مىكند، و در روز ملاقات اميد آمرزش او وجود دارد، و از او با فروتنى درخواست كرد كه: فرمانروايى را به او بخشد، و او را به مردمان صالح و شايسته گذشته ملحق كند، و به دست او روزگار شايسته تازهاى آغاز شود، و بهشت را بهره او سازد و پدرش را كه از گمراهان بوده است بيامرزد، و در روز رستاخيز او را با آتش دوزخ بدبخت و بيچاره نسازد. و آن روزى است كه از بتان كارى ساخته نيست، و پيروى از پدران نيز سودى ندارد، و از مال و فرزندان نفعى عايد نمىشود، مگر اين كه آدمى با قلبى سالم و پاكيزه در برابر پروردگارش در آن روز حضور پيدا كند. در چنان روزى بهشت نزديك مىشود تا پرهيزگاران به آسانى در آن گام نهند، و آتش آشكارا به نظر مىرسد تا گمراهان به آن درآيند، و اينان آن كسانند كه از ايشان پرسيده مىشود: آنچه به جاى خدا مىپرستيد اكنون كجا است، و بتان شما به كجا رفتهاند، و از/ ٦٣ دنبالهروى پدران چه حاصلى براى شما بر جاى مانده، و آيا آنان مىتوانند به يارى شما برخيزند يا براى خود كارى انجام دهند؟! و چون از پاسخ دادن به پرسشها درمىمانند، آنان را همراه با ديگر گمراهان و سپاهيان ابليس به درون آتش مىافكنند.
در آن هنگام وسعت دامنه گمراهى آنان آشكار مىشود، و در آتش به مخاصمه با يكديگر مىپردازند، و كافران به دوستان و سروران خود مىگويند: ما در گمراهى آشكار بوديم كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مىدانستيم، و به نكوهش كسانى مىپردازند كه آنان را به گمراهى كشانده بودند- كه شايد مقصودشان مدعيان علم و دين بوده باشد- و آنان را مجرمان و گناهكاران توصيف مىكنند؛ و مىگويند كه: هيچ كس نيست كه از ما شفاعت كند و به تصديق گفتههاى ما بپردازد و توجهى به كار ما داشته باشد، و آرزوى آن مىكنند كه كاش بازگشتى به دنيا امكان پذير بود تا آنان نيز در زمره مؤمنان قرار مىگرفتند.
و قرآن اين درس را، همچون داستان موسى (ع) بدين گونه ختم مىكند كه اين همه آيت و راهنمايى براى ايمان است، ولى بيشترى مردم به ايمان گرايشى