تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٧ - رهنمودهايى از آيات
هنگامى تصميم مىگيرد كه با گروهى از مردم درباره آن رايزنى كرده باشد، خواه اين گروه از كارشناسان بوده باشند يا از مستشاران يا نمايندگان مجلس، به صواب و صلاح نزديكتر است، چه در اين گونه حكومتها علم مشورت با دورانديشى در قرار با هم جمع مىشود، و در آيه كريمه: «وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ- و با ايشان در امور مشورت كن، پس چون عزم جزم كردى بر خدا متوكل باش». [١٠] اشاره به همين امر شده است.
/ ١٧٩ چه در آن خدا فرستاده خويش را به مشورت كردن با مسلمانان درباره كارهاى ايشان مأمور مىكند، به شرط آن كه انتخاب قرار نهايى مخصوص خود او باشد.
درستى و سالم بودن اين گونه حكم از داستان بلقيس آشكار مىشود كه با معتمدان قوم خود با گفتن لفظ «أفتونى به من فتوى و نظر خود را ابراز داريد» مشورت مىكرد و آنان، به سهم خود، نظرشان را ابراز مىداشتند و حق گرفتن قرار نهايى را بر عهده او واگذار مىكردند، و اين نقطه مهمى در حكومت و فرمانروايى بر كشور است. بلقيس سيطره و نيروى خود را بر آنان تحميل نمىكرد، بلكه آنان حق انتخاب راه عمل و قرار را بر عهده او مىنهادند. و از نكات برجسته و لطيف حكم اسلامى آن است كه مردمان به اراده كامل خود و با تمام آزادى شخصى حق انتخاب قرار نهايى را، بنا بر ولايت فقيه، به شخصى ديگر واگذار مىكنند، چه فقيه حاكم و قاضى به فرمان خدا ولى امر ايشان است، و او منتخب از جانب مردم از طريق انتخابات اسلامى است و حق گرفتن قرار و تصميم را مردمان پيش از آن كه عملا به اطاعت از او برخيزند به او واگذار كردهاند.
و با وجود آن كه حكومت بلقيس از بهترين انواع تسلط و قدرت بود، از آن روى كه از روح ايمان و هدايت رسالى بهرهاى نداشت منحرف و فاسد بود، پس سالم بودن قوانين و درستى نظامى و حتى سالم بودن كاربرد آنها دليل بر اين نيست
[١٠] - آل عمران/ ١٥٩.