تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٠ - شرح آيات
جذاميان گريبانگير تو شده است، بلكه خيال مىكنى كه علت آن چيزى ديگر بوده است، ولى پزشك مىداند كه عامل مرض جذام از طريق سرايت از شخص مبتلا انتقال پيدا مىكند ولى اثر آن پس از مدتى كه شماره عوامل مرض افزايش يافت آشكار مىشود.
گناهان به ميكروبها و ويروسها در آثار خود شباهت دارند و در جسم و روح و عقل آدمى و مجتمع او تأثير مىگذارند، ولى اين تأثير پس از گذشت مدت زمانى آشكار مىشود. و مشكل آدمى فراموشى وى نسبت به گناهى است كه مرتكب شده، و اين را نمىداند كه آن گناه آثارى از خود بر جاى مىگذارد كه محو نمىشود، پس مردى كه پا به داخل جذاميخانه گذاشت مىتوانست از مرض، پيش از ظاهر شدن، پرهيز كند و به پزشك مراجعه كند و با مايهكوبى ضد جذام در مقابل ابتلاى اين بيمارى مصونيت پيدا كند، و اين در زبان دين همان استغفار است، پس در آن هنگام كه كسى مرتكب گناهى مىشود، بايد هر چه زودتر به استغفار بپردازد تا از شر آثار آن خلاصى پيدا كند.
[٤٧] «قالُوا اطَّيَّرْنا بِكَ وَ بِمَنْ مَعَكَ- ما تو را و كسانى را كه با تواند به فال بد گرفتيم.» شايد از اين روى چنين كردند كه آنان را از عاقبت بد گناهانشان بيم مىداد، و از طبيعت انسان آن است كه با كسى كه او را مىخنداند و پيوسته هدفها و آرزوهاى او را غلغلك مىدهد انس مىگيرد، و چنان مىپندارد كه راه زندگى فرش شده با گلها است، اما آن كس كه او را بيم مىدهد و عيوب وى را برايش برمىشمارد و او را به گريه مىاندازد، در نظر او منفور و مشئوم هرگز آرزوى ديدار او را نمىكند.
در حديثى حكيم آمده است
«دوست تو آن كس است كه تو را به گريه مىاندازد، نه آن كس كه مايه خنده تو مىشود».
/ ٢٠٥ «قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ- گفت كه: فال بد شما در نزد خدا است.»