تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٤ - شرح آيات
دست كه نتيجه كار آنها به دست نانپز رسيده و آنها را به صورت نان فراهم آورده، و به دنبال آن همه دست غيب، يا نادان است و يا خود را به نادانى مىزند.
اما كسى كه صاحب فطرت پاكيزه است، به چالش با سلطه جامعه مىپردازد، و انسانيت خويش را با تسليم به فساد فرهنگى مسلط بر آن ضايع نمىكند، و او كسى است كه به جوهر حقايق راه مىيابد و از غيب ظواهر با خبر مىشود، همچون ابراهيم كه گفت
«وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ- و آن كه به من خوردنى و آشاميدنى مىرساند.» [٨٠] خداوند متعال در بدن آدمى يك دستگاه ايمنى آفريده كه به توسط آن در برابر جرثومههاى بيمارى و ميكروبها مقاومت مىكند، و بر بيمارى پيروز مىشود، و اندازه توانايى يا ناتوانى اين دستگاه، و نيز اندازه توانايى يا ناتوانى عوامل توليد بيمارى در فرمان تقدير خداوند سبحانه و تعالى است، و بنا بر اين بيمار به صورتى از دنيا مىرود يا از بستر بيمارى برمىخيزد كه بشر را، هر اندازه به علم و معرفت دست يافته باشد، تصرفى در آن نيست.
اگر خدا اين ايمنى و مصونيت را دور كند، هيچ كس قادر بر حفظ آن نخواهد بود، حتى اگر چندين تن داروهاى ضد بيمارى را مصرف كند.
/ ٦٨ و ابراهيم با فطرت پاكيزه خود اين حقيقت را دريافت و گفت
«وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ- پس چون بيمار شوم، او مرا شفا خواهد داد.» شفاى از مرض به دست خدا است، و خدا در بدن آدمى چيزى به وجود آورده كه با آن بر بيمارى پيروز مىشود، و بهترين درمان مقاومت كردن در برابر بيمارى با نيروى بدن است، و نصهاى اسلامى بر اين ضرورت تأكيد كرده است.
در حديثى آمده است
«با دردت تا زمانى كه با تو راه مىآيد راه برو.» و در حديثى مأثور از امام صادق (ع) آمده است كه گفت
«هر كس كه تندرستى او بيش از بيمارى او است، و با چيزى به معالجه