تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩١ - رهنمودهايى از آيات
مىشد، و سپس به او فرمان داد كه به سوى ريشه فساد و انحراف در مجتمع كه طاغوت است حركت كند، چه يكى از خصوصيتهاى فرستادگان الاهى در سراسر تاريخ ابراز شجاعت و رشادت در انجام دادن دستور خدا از طرف آنان بوده است، و به همين جهت است كه موسى (ع) را مىبينيم كه چون فرمان خدا براى توجه كردن به قلب كفر به او رسيد، به اين كار پرداخت و عمل سرّى و مخفيانه را كنار گذاشت بى آن كه از فرعون به هراس افتد، و چرا كسى كه با وحى و آفريدگار جهان وصل پيدا كرده است بايستى از كسى بترسد؟! و در مقابل موسى فرعونى مىايستد كه تركيبى از گونههاى مختلف فساد و انسانى ستمگر است كه هواها و شهوتها و كبرياى باطل او را احاطه كرده، و طبعا نمىتواند در آن واحد دست از همه آنها بردارد و رو به پرستش خدا كند و به رهبرى فرستاده خدا تسليم شود، ولى موسى در برابر همه اينها استوار باقى ماند و يقين داشت كه «إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ- ستمگران رستگار نخواهند شد» و هر چه كنند، و هر اندازه دوام يابند و به اسباب قوت و نيرو متشبث شوند، عاقبت كارشان زيان است.
عبرتهايى كه از اين درس خواهيم گرفت فراوان است، و در زندگى ما سودمند واقع مىشود، ولى آشكارترين آنها اين است كه فرد مكتبى از اين امر آگاه مىشود كه محور تحرك او نزديكى او به خدا است، پس دعا مىكند و به عمل و مبارزه مىپردازد، ولى اين همه در پيرامون اين محور صورت مىگيرد.
آيا جنگاورى را ديدهاى كه از سنگر خود خارج مىشود و سپس براى تغيير دادن سلاح خود به آن بازمىگردد، و برنامه عمل خود را استحكام مىبخشد و بار ديگر به هجوم و حمله مىپردازد؟ مؤمن نيز چنين است كه با امور منفى و دشواريها و چالشها رو به رو مىشود، و هنگامى كه سلاحش سستى پيدا مىكند و توشهاش پايان مىپذيرد و جانش خسته مىشود، به خندق خود بازمىگردد تا ضعف و سستى خود را جبران كند، و توشه بردارد، و نشاط و فعاليتش تجديد شود، ولى آيا خندق مؤمن كجا است؟ محرابى است كه در آن به نماز مىايستد، و قرآنى كه برنامه عمل