بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٠٩ - مقدمه واجب
في أمور تسعة:
ترجمه:
ثمره و نتيجه نزاع
ثمرهاى كه ابتداءا براى اينمسئله تصوّر مىشود حكم بوجوب شرعى مقدّمه است نسبت بوجوب عقلى آنكه قطعا ثابت مىشد و همين مقدار در ثمره بودن براى مسئله اصولى كافى است زيرا مقصود از علم اصول استعانت جستن بواسطه مسائل آن بر استنباط احكام از طريق ادلّه آن مىباشد.
ناگفته نماند كه اين ثمره، عملى نيست و بعبارت ديگر:
بر اين بحث در مقام عمل هيچ ثمرهاى مترتّب نمىباشد چه آنكه وقتى وجوب مقدّمه را از نظر عقل ثابت دانستيم و به لا بدّ بودن اتيان آن معترف گشتيم در قائل شدن بوجوب شرعى و عدم قول بآن فائدهاى نمىباشد زيرا مكلّف مادامى كه در صدد امتثال ذو المقدّمه هست مىبايد بآوردن مقدّمه مبادرت ورزد و حقّ ترك آن را ندارد اعمّ از آنكه شرعا مقدّمه واجب بوده يا واجب نباشد.
بنابراين بحث از اينمسئله بحثى كه عملا مفيد باشد نيست بلكه ابتداءا اينطور بنظر مىرسد كه لغو بوده و فائدهاى بر آن مترتّب نباشد با اينكه اينمسئله از اشهر مسائل اينعلم و ادقّ آنها بحساب مىآيد از اينرو برخى از اصوليّون در مقام تفتيش و جستجو برآمده تا بتوانند فوائد عمليّهاى براى اين بحث غير از اصل وجوب سراغ گرفته و آنرا ثمره عمليّه آن قرار دهند و در حقيقت آنچه از ثمرات براى اينمسئله ذكر كردهاند چندان قابل اعتناء نمىباشد و براى صدق گفتار ما مىتوانيد به كتب مطوّله مراجعه نمائيد.
و بهرتقدير ما مىگوئيم:
آيا بحث از اينمسئله بطور كلّى لغو است و اساسا باين بهانه مىتوانيم صحبت در اطراف آنرا ترك كنيم؟
در جواب بايد گفت: اينطور نيست زيرا براى مسئله مزبور فوائد علميّه بسيارى وجود دارد و لو ثمرات عمليّهاى بر آن مترتّب نباشد و نمىتوان وجود صرف فوائد علميّه را موجب بىاهميّت بودن و بىارزش تلقّى شدن آن قرار داد چنانچه