بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٧٤ - توضيح در اطراف معلول نبودن وجوب مقدمه از وجوب ذو المقدمه
مقدّمه قول مذكور كه اتّصاف مقدّمه بوجوب قبل از زمان ذو المقدّمه باشد قولى قريب بنظر مىآيد بلكه بالاتر بگوئيم:
نه تنها قبل از زمان ذو المقدّمه اشكالى در وجوب مقدّمه مفوّته نيست بلكه در صورت قائل شدن بوجوب مقدّمه واجب بايد امر چنين باشد اگرچه البتّه بنظر ما حقّ آنستكه مطلقا مقدّمه واجب واجب نيست.
توضيح در اطراف معلول نبودن وجوب مقدّمه از وجوب ذو المقدّمه
در شرح و توضيح اين نكته كه وجوب مقدّمه معلول وجوب ذو المقدّمه نيست مىگوئيم:
امر و فرمان دادن در حقيقت و واقع فعلى است كه از آمر صادر مىشود اعمّ از آنكه امر نفسى بوده يا غيرى باشد، بنابراين آمر علّت فاعلى براى امر فقط بوده نه چيز ديگر منتهى بايد توجّه داشت كه هرامرى صادر و ناشى از اراده آمر مىباشد زيرا امر از افعال اختيارى و ارادى است و اراده طبعا مسبوق به شوق داشتن بفعل مأموربه مىباشد و بعبارت ديگر:
لازم است ابتداء آمر نسبت بفعل صادر از غير اشتياق داشته باشد و پس از آن غير را بر انجام فعل ياد شده برانگيزد و بمنظور اين امر مىبايد بامر و فرمان دادن اشتياق از خود نشان دهد فلذا در صورتيكه مانع و حاجبى از امر نمودن در بين نباشد اشتياق آمر به امر شدّت يافته تا به اراده حتميّه مىرسد و در نتيجه بمنظور ايجاد فعل و صدورش از غير در نفس او داعى قرار مىدهد و جعل داعى باين است كه در عالم خارج انشاء امر مىكند چه آنكه پرواضح است پس از صدور امر از آمر در نفس مأمور داعى بر انجام فعل مأموربه ايجاد و انشاء مىشود.
اين نكتهاى كه تذكّر داديم نسبت به هرمأموربهى بوده و بصورت قاعده كلّيّه است لذا مىگوئيم:
مقدّمه واجب نيز كه از مصاديق مأموربه محسوب مىشود مشمول اينقاعده بوده و تقرير مذكور نسبت بآن نيز جارى مىباشد چه آنكه وقتى قائل شديم وجوب