بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٧٠ - امر هشتم مقدمات مفوته
حصولش وجوب حجّ فعلى و مطلق است منتهى نفس حجّ مقيّد است به تحقّق آن.
سؤال
اگر در مقام انتقاد گفته شود:
طبق اين تقرير نبايد بين واجب مشروط همچون حجّ نسبت باستطاعت و غير آن يعنى واجب مطلق مانند نماز نسبت به طهارت فرقى باشد و همانطوريكه تحصيل طهارت در نماز واجب است مىبايد استطاعت در حجّ نيز تحصيلش واجب بوده و قبل از فرارسيدن ايّام مكلّف در صدد بدست آوردن استطاعت باشد در حاليكه بالاجماع در واجبات مشروطه تحصيل شرط واجب نيست.
جواب
اگرچه تمام شروط و قيود به مادّه يعنى واجب راجعند ولى در عين حال نحوه اخذ و ملاحظه قيود با هم فرق دارد زيرا برخى از آنها باين نحو ملاحظه شدهاند كه اگر حاصل و موجود بودند فعل واجب مىباشد مانند استطاعت در حجّ كه بفرض حصول حجّ واجب است و بعضى ديگر باين نحو ملاحظه نشدهاند يعنى چه بفرض حصول و چه عدم حصول شارع فعل مقيّد بما هو مقيّد را طلب كرده.
پرواضح است كه در فرض اوّل تحصيل شرط و قيد واجب نبوده ولى در صورت دوّم آن نيز همچون واجب متّصف بوجوب بوده لذا بدست آوردنش لازم مىباشد.
قوله: برجوعها الى الهيئة: ضمير در « رجوعها » به شرائط راجع است.
قوله: و معنى ذلك: مشار اليه « ذلك » رجوع قيد به مادّه مىباشد.
قوله: و شأنه فى ذلك: ضمير در « شأنه » به وجوب راجع بوده و مشار اليه « ذلك » واجب مشروط مىباشد.
متن: و المحاولة الثّالثة- ما نسب الى بعضهم من انّ الوقت شرط للوجوب لا للواجب كما في المحاولتين الاوّليّتين، و لكنّه مأخوذ فيه على نحو الشّرط المتأخّر.