بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٢٧ - امر دوم معناى تبعيت در وجوب غيرى
بيان مراد
حاصل فرموده مرحوم مصنّف در اين عبارات آنستكه:
معناى چهارم براى تبعيّت اينستكه بگوئيم:
تبعيّت يعنى ترشّح وجوب غيرى از وجوب نفسى ولى نه باينمعنا كه وجوب نفسى علّت و وجوب غيرى معلول محسوب شود بلكه مراد از آن اينستكه:
مولى وقتى ذو المقدّمه مطلوبش واقع شد بمنظور تحصيل آن هرچه را كه در نيل و رسيدن بمطلوب دخيل مىباشد مورد طلب قرار داده و از مأمور مىخواهد و چون مقدّمات وجودى واجب از همين قبيل مىباشند لاجرم بعد از امر به واجب وجوبى از سنخ وجوب غيرى به مقدّمات آن نيز تعلّق مىگيرد تا بدينوسيله مكلّف در تحصيل غرض مولى سعى نمايد، بنابراين مقصود از بتبعيّت وجوب غيرى آنستكه:
لزوم و وجوب آن بخاطر خود مقدّمه نبوده بلكه صرفا بخاطر رسيدن و تحصيل نمودن ذو المقدّمه مىباشد و لازمه اين تقرير آنستكه مقدّمه از حيث اطلاق و اشتراط تابع ذو المقدّمه است يعنى اگر ذو المقدّمه بطور كلّى و در هرحال واجب بود چون غرض از وجوب مقدّمه تحصيل آن است مقدّمه نيز در هرشرائطى واجب و لازم مىباشد و اگر مقصود وجوب ذو المقدّمة در حال مخصوص و مقيّد بقيد كذا باشد البتّه مقدّمه هم در شرائطى كه بملاحظه آن تحصيل ذو المقدّمه ممكنست واجب مىگردد.
در نتيجه بايد گفت:
طبق اين تقرير وجوب مقدّمه، وجوب حقيقى است نه مجازى و اتّصاف مقدّمه به وجوب از باب اتيان وصف بحال نفس موصوف است ولى در عين حال بايد آنرا از قبيل وجوب تبعى توصّلى آلى دانست.
امّا اينكه وجوب تبعى است بخاطر آنست كه:
غرض از آن رسيدن به ذو المقدّمه مىباشد و مطلوب بودن ذو المقدّمه در واقع باعث بر مطلوبيّت آن گرديده است همانطوريكه مطلوبيّت برخى از اشياء باعث آن مىشود كه شخص در صدد تحصيل آلت و وسيلهاى كه در نيل بمطلوب دخيل است برآيد.