بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٩٧ - مناقشه مرحوم مصنف در جواب مذكور
جواب مذكور در عين آنكه نيكو و پسنديده است معذلك باينمقدار از بيان در دفع شبهه و اشكال سابق الذّكر كافى نيست و سرّ آن اينستكه:
اگر مصحّح عباديّت طهارات سهگانه امر استحبابى نفسى باشد لازم مىآيد كه اتيان آنها تنها در وقتى صحيح باشد كه مكلّف آنها را بقصد امتثال امر استحبابى مذكور بياورد در حاليكه احدى از فقهاء باين معنا فتوى نمىدهند چه آنكه جاى شكّ و ترديد نيست كه اگر مكلّف طهارات سهگانه را بقصد امتثال امر غيرى نيز بياورد عمل صحيح است بلكه برخى از علماء در صحّت آنها شرط كردهاند كه مكلّف مىبايد طهارات را بقصد امتثال امر غيرى آورده و پس از دخول وقت واجبى كه مشروط بآنها است بر انجامشان مبادرت ورزد.
بنابراين جواب مذكور در عين حاليكه بهترين جوابها بوده و فى حدّ نفسه از حسن برخوردار است ناقص بوده و نياز به متمّم و مكمّل دارد از اينرو در تكميل آن مىگوئيم:
مقصود كسيكه جواب مزبور را در حلّ اشكال سابق الذّكر بيان نموده و استحباب نفسى را مصحّح عباديّت طهارات سهگانه قرار داده اين نيست كه مأموربه بامر غيرى طهارتى است كه بداعى امتثال امر استحبابى اتيان شود و چگونه مقصود و منظورش اين باشد و حال آنكه خود فرض نموده كه بعد از ورود امر غيرى استحباب بحدّ سابقش باقى نمانده بلكه شدّت يافته و بمرتبه ديگر منتقل شده پس چطور مىتوان فرض كرد كه مأموربه طهارتى است كه بداعى امتثال امر استحبابى انجام گردد.
بلكه نظر اين شخص آنستكه چون متعلّق امر غيرى طهارت بعنوان اينكه عبادت است مىباشد و از طرف ديگر امكان ندارد عباديّت طهارت از نفس امر غيرى ناشى شده باشد لاجرم مىبايد عباديّت آنرا از ناحيه امر ديگرى غير از امر غيرى مزبور بدانيم و آن امر استحبابى نفسى ياد شده مىباشد اگرچه در وقتيكه امر غيرى بآن توجّه پيدا مىكند استحباب در حدّ خود كه جواز ترك باشد باقى نمىماند ولى اين امر باعث آن نيست كه عباديّتش زائل گردد زيرا مناط و ملاك در عبادت بودن آن جواز تركش نيست تا با زوال آن عباديّت نيز برطرف شود بلكه مناط عبادت