بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٤٣ - امر ششم شرط شرعى
١- مقدّمه عقليّه.
٢- مقدّمه شرعيّه.
مقدّمه عقليّه: عبارتست از هرامرى كه وجود واجب در واقع بآن موقوف بوده و عقل بتنهائى و بدون استعانت از شرع آنرا درك نمايد مانند موقوف بودن حجّ بر قطع مسافت و سفر نمودن.
مقدّمه شرعيّه: عبارتست از هرامرى كه واجب بآن موقوف بوده و عقل بتنهائى آنرا درك نكند بلكه توقّف مزبور از طريق شرع براى ما معلوم شده باشد نظير توقّف داشتن نماز بر طهارت و استقبال قبله و امثال ايندو و اين امر را از اينجهت شرط شرعى گويند كه از نظر شارع در مأموربه بعنوان شرط و قيد اخذ شده است مانند: فرموده معصوم عليه السّلام:
لا صلوة الّا بطهور نمازى تحقّق پيدا نمىكند مگر بواسطه طهور.
از اين روايت اينطور استفاده مىشود كه طهارت براى نماز شرط است.
سپس مىفرمايند:
غرض از ذكر اين تقسيم آنستكه بيان كنيم آيا نزاع در مقدّمه واجب شامل شرط شرعى نيز مىباشد يا چنين نيست؟
بيان مراد
بيان المراد، شرح فارسى بر اصول الفقه ؛ ج٣ ؛ ص٩٤٣
قوله: يدركه العقل بنفسه: ضمير مفعولى در « يدركه » به توقّف راجع است.
قوله: بل يثبت ذلك: مشار اليه « ذلك » توقّف مىباشد.
قوله: باعتبار اخذه شرطا: ضمير در « اخذه » به هذا الامر راجع است.
متن: و لقد ذهب بعض أعاظم مشايخنا- على ما يظهر من بعض تقريرات درسه- الى انّ الشّرط الشّرعي كالجزء لا يكون واجبا بالوجوب الغيري، و سمّاه (مقدّمة داخليّة بالمعنى الاعمّ)، باعتبار انّ التّقييد لما كان داخلا في المأمور به و جزءا له فهو واجب بالوجوب النّفسي. و لما كان انتزاع التّقييد انّما يكون من القيد- اي منشاء انتزاعه هو القيد- و الامر بالعنوان المنتزع أمر بمنشاء انتزاعه، اذ لا وجود