بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦٣ - مقدمه اول اقسام دليل عقلى
لا يتمّ الصّلوة الّا به واجب.
تبصره
قسم دوّم اگرچه يكى از دو مقدّمهاش غير عقلى است ولى معذلك آنرا بنام دليل عقلى از اينرو مىخوانند كه جانب مقدّمه عقليّه را غلبه و ترجيح مىدهند و قياس را بنام آن مىخوانند.
و بهر تقدير اين قياس قسم دوّم از دليل عقلى است كه باصطلاح بخش غير مستقلّات عقليّه مىباشد.
و در وجه تسميه آن به « غير مستقلّات عقليّه» گفتهاند:
چون واضح و روشن است كه عقل بتنهائى در وصول به نتيجه كافى نبوده بلكه باين منظور از حكم شرع در يكى از دو مقدّمهاش استعانت مىجوئيم.
بيان مراد
قوله: يثبت به الحكم الشّرعى: ضمير در « به » به الّذى راجع است كه صفت براى عقل مىباشد.
قوله: و يقصدون بها: ضمير در « بها » به هذه التّعبيرات عود مىكند.
قوله: و هو ما يحكم به العقل الخ: ضمير « هو » به معنى آخر راجع است.
قوله: و ان كان ليس من المستقلّات الخ: ضمير در « كان » به ما يحكم به العقل بالبداهة.
قوله: و علّة العلم التّصديق: مقصود از « علم تصديقى» علم به حكم مانند علم بحرمت يا حلّيّت مىباشد.
قوله: ممّا يثبت به الحكم الشّرعى و هو واضح: زيرا استقراء يا تامّ است كه تحصيل آن بر احدى ممكن نيست و يا ناقص بوده كه مفيد علم نمىباشد و بدين ترتيب قابل اعتماد نيست.
قوله: و التّمثيل ليس بحجّة عندنا: زيرا تمثيل اهل منطق همان قياس باصطلاح اهل اصول بوده و آن عبارتست از: