بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٨٢ - توضيح در اطراف معلول نبودن وجوب مقدمه از وجوب ذو المقدمه
وجوب ذو المقدّمه مىباشد و طبق رأى معروف وقت بدون شكّ شرط است براى ذو المقدّمه و لازمه تبعيّت مذكور اينستكه وجوب مقدّمه نيز مشروط بوقت باشد.
جواب از اشكال
مرحوم مصنّف مىفرمايند در جواب مىگوئيم:
تحقيق مقتضى است كه وقت را شرط وجوب قرار ندهيم يعنى نبايد آنرا در مصلحت امر دخيل بدانيم بآن نحوى كه استطاعت در امر به حجّ و وجوب آن دخالت دارد اگرچه در مصلحت مأموربه دخيل مىباشد ولى پيش از فرارسيدن وقت بعث و دعوت بمأموربه محقّق نيست بنابراين چارهاى نيست از اينكه مأموربه را مىبايد مفروض الوجوب ملاحظه بنمائيم بانيمعنا كه نسبت بآن بدعوت و بعثى قائل نباشيم چه آنكه انجام مأموربه در چنين وقتى براى مكلّف ارادى و اختيارى نمىباشد.
امّا اينكه گفتيم در واجب موقّت پيش از فرارسيدن وقت وجوب محقّق نيست بخاطر آنستكه در چنين زمانى بعث و برانگيختن مكلّف امكان ندارد و بديهى است كه بعث علّت انشاء وجوب مىباشد و با عدم امكان علّت معلول نيز غير ممكن تلقّى مىگردد.
سپس مرحوم مصنّف در بيان سرّ اين گفتار بشرح اجمالى پرداخته و مىفرمايند:
سرّ امتناع بعث قبل از وقت امرى است واضح و روشن زيرا بعث حتّى بعث جعلى و انشائى با انبعاث از نظر امكان و وجود ملازم است يعنى اگر انبعاث مكلّف امكان داشته باشد بعث مولى نيز امر ممكنى است و در غير اينصورت ممتنع بحساب مىآيد و چون پيش از وقت انبعاث مكلّف و امتثالش غير ممكنست بعث بطرف فعل از جانب مولى نيز مستحيل بوده حتّى بعث جعلى و انشائى كه همان ايجاد و انشاء امر باشد فلذا بر همين اساس ما واجب معلّقى را كه مرحوم صاحب فصول اختراع فرموده ممتنع و غير ممكن دانستهايم زيرا لازمه آن انفكاك انبعاث از بعث مىباشد.
و بهرتقدير قبل از فرارسيدن زمان مأموربه بعث بطرف آن و انشاء وجوبش ممكن نيست بخلاف بعث بطرف مقدّمهاش زيرا انبعاث و امتثال مكلّف نسبت