بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٣٩ - جواب برخى از اشاعره از استدلال مذكور
ثابت است و ديگر حاجتى به فرض ثبوت مدح و ذمّ از ناحيه شارع نداريم يعنى همين مقدار كه امر و نهى از جانب شارع مقدّس صادر و بفعل تعلّق گرفت مأموربه حسن و منهى عنه قبيح مىگردد و بيش از اين بامر ديگرى نيازمند نيستيم.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اينكلام در حقيقت به اصل نزاع در معناى حسن و قبح برمىگردد يعنى هم دليل و برهانى كه عدليّه آورده و هم جوابيكه بعضى از اشاعره دادهاند صرف دعوى و مصادره بمطلوب مىباشد زيرا كلام مستدلّ باين برمىگردد كه مدح و ذمّ عقلا واجب و ثابت مىباشند بخاطر آنكه در اتّصاف شيئ به حسن و قبح مدح و ذمّ واجب و لازم هستند و مرجع كلام مجيب باين استكه ايندو عقلا واجب نيستند زيرا در اتّصاف شيئ بحسن و قبح نيازى به مدح و ذمّ نيست و چنانچه ملاحظه مىشود هردو عين مدّعاى خويش را دليل قرار دادهاند.
بيان مراد
قوله: بانّه يكفى فى كون الشّيئ الخ: ضمير در « بانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: ان يتعلّق به الامر: ضمير در « به » به « الشّيئ » عود مىكند.
قوله: و فى كونه قبيحا ان يتعلّق به النّهى: ضمير در « كونه » و « به » به الشّيئ راجع مىباشد.
قوله: فيكون الدّليل: يعنى دليلى كه عدليّه آوردهاند.
قوله: و جوابه: يعنى و جواب دليل كه برخى از اشاعره آنرا ذكر كردهاند.
قوله: الى انّه يجب الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: لانّهما واجبان: ضمير در « لانّهما » به مدح و ذمّ عود مىكند.
قوله: الى انّهما لا يجبان عقلا: ضمائر تثنيه به مدح و ذمّ برمىگردند.
قوله: لانّهما غير واجبين: ضمير تثنيه به مدح و ذمّ عود مىكند.
متن: و الاحسن تصوير الدّليل على وجه آخر، فنقول:
انّه من المسلّم عند الطّرفين وجوب طاعة الأوامر و النّواهي الشّرعيّة و كذلك