بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٤٦ - مقاله مرحوم مصنف در ارتباط با ثمره مذكور
بر بيان دو امر:
امر اوّل
اينكه قائل باشيم كه نهى در عبادت موجب فساد و بطلان آنست حتّى اگر نهى غيرى تبعى باشد چه آنكه اگر نهى را بطور مطلق يا خصوص نهى تبعى غيرى را باعث فساد منهىعنه ندانيم ابدا ثمرهاى بر مسئله مورد بحث مترتّب نمىشود زيرا ضدّى كه از عبادات بشمار مىرود طبق اين رأى صحيح مىباشد اعمّ از آنكه امر را مقتضى نهى دانسته يا اقتضاء مذكور را منكر باشيم.
و بعقيده ما حقّ اينستكه نهى در عبادت موجب فساد آن مىباشد حتّى نهى غيرى تبعى و عنقريب تحقيق اينمسئله انشاء اللّه خواهد آمد و عجالتا در تقرير و بيان اين امر بطور اجمال و اشاره مىگوئيم:
منتهى كلامى كه در عدم اقتضاء نهى غيرى نسبت بفساد منهى گفتهاند اينستكه نهى تبعى از مفسده كامنه در منهىعنه كشف نمىكند و وقتى امر چنين بود پس منهىعنه بر همان مصلحت قبل از نهى باقى بوده بدون اينكه با اينمصلحت مزاحمى تزاحم داشته باشد از اينرو امكان دارد كه مكلّف در صورت عبادت بودن منهى با انجامش بحقتعالى تقرّب جويد و آنرا به نيّت همان مصلحتى كه بحسب فرض در آن است بياورد.
ولى اين تقرير و بيان اساس و اصلى ندارد اگرچه از برخى مشايخ و اعاظم صادر شده زيرا مناط قرب و بعد در عبادت صرف وجود مصلحت و مفسده نيست تا وجود مصلحت موجب قرب و تحقّق مفسده باعث بُعد گردد چه آنكه واضح و روشن است مقصود از قرب و بعد نسبت بمولى قرب و بعد معنوى است نه قرب و بعد مكانى و اين صرفا از باب تشبيه و تنزيل مىباشد باينمعنا كه قرب و بعد معنوى را بمنزله مكانى قرار دادهاند و بهرتقدير جاى شبهه و ترديد نيست تا شيئى مرغوب و مطلوب مولى نباشد صلاحيّت آنرا ندارد كه مكلّف بواسطه انجامش بمحضر مولى تقرّب بجويد و صرف وجود مصلحت در آن سبب نمىشود آنرا مرغوب مولى قرار داد با اينكه بحسب فرض مولى از آن نهى نموده و انجامش را موجب بعد از ساحت