بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٤٧ - مقاله مرحوم مصنف در ارتباط با ثمره مذكور
خويش قرار داده.
و بعبارت ديگر:
عملى را كه مولى ما را از آن دور و برحذر داشته قابليّت آنرا ندارد كه بواسطهاش باو تقرّب بجوئيم و چون بحسب فرض نهى تبعى از مصاديق نهى مولوى است لاجرم با آوردن متعلّق آن نمىتوانيم قصد تقرّب نمائيم.
و مجرّد تبعى بودن نهى سبب آن نمىشود كه آنرا از زاجر بودن نسبت بفعل خارجش بدانيم اگرچه زجر و تبعيد بخاطر مفسدهاى باشد كه در غير متعلّق نهى بوده يا احيانا بجهت فوات مصلحت غير منهىعنه باشد.
بلى، اگر نهى از ضدّ را نهى مولوى ندانسته بلكه آنرا نهى و زجرى بدانيم كه عقل مقتضى آنست و طبق تقرير گذشته نتوان از آن كشف حكم شرع نمود البتّه اين نهى مقتضى تبعيد از مولى را نداشته مگر تنها در فرضى كه از مفسده مورد بغض و غضب مولى كشف نمايد و اين امرى است كه عقل فى حدّ نفسه مقتضى آن نمىباشد.
بيان مراد
حاصل فرموده مصنّف در امر اوّل اينستكه:
در صورتى ثمره مذكور يعنى فساد ضدّ عبادى مترتّب مىشود كه نهى در عبادات را موجب فساد بدانيم اگرچه نهى از قبيل نهى غيرى و تبعى باشد و در غير اينصورت ثمره مذكور صحيح نيست چه امر بالشّيئ را مقتضى نهى از ضدّ دانسته و چه ندانيم.
و سرّ اين گفتار آنستكه نهى تبعى از مصاديق نهى مولوى است و متعلّق اينقسم از نهى صلاحيّت براى تقرّب نداشته بلكه انجامش موجب بعد از ساحت مولى است و جاى ترديد نيست عملى كه انجامش اسباب بعد و دورى از مولى است عبادت نبوده لذا آنرا بجاى عبادت اگر بخواهيم اتيان كنيم فاسد و باطل مىباشد.
قوله: لا يكفى فى تحقيقها: ضمير در « تحقيقها » به ثمره راجع است.