بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨١٩ - بحث چهارم اسباب و وسائط حكم نمودن عقل عملى به حسن و قبح
لحكم النّاس، بل لانّ مخالفة النّاس في زيّهم على وجه يثير فيهم السّخريّة و الاشمئزاز فيه مفسدة موجبة لحرمة هذا اللّباس شرعا. و هذا شيء آخر غير ما نحن فيه.
ترجمه: ٥- و ديگر از اسباب حكم بحسن و قبح تعارف و عادت است همچون اعتياد مردم به اينكه مثلا شخص وارد در مجلس را احترام كرده و بعلامت تعظيم برايش از جاى بلند مىشوند يا ميهمان را احترام نموده و برايش طعام حاضر مىكنند، از اينرو اهل عرف بخاطر اين اعتياد و عادتى كه دارند به حسن قيام براى وارد و نيز حسن اطعام جهت ميهمان حكم مىنمايند.
و بايد توجّه داشت كه عادات عامّه بسيار و متنوّع مىباشد، بسا عادتى باهل شهر يا ناحيه و يا طائفهاى اختصاص داشته و زمانى تعميم داشته و جميع مردم در تمام اعصار يا عصر خاصّى بآن معتاد مىباشند و بخاطر همين، قضايائى كه بحسب عادت مورد حكم واقع مىشوند مختلف مىباشند يعنى ممكن است قضيّهاى بخاطر ثبوت عادتى نزد قومى مشهور بوده در حاليكه نزد جماعت ديگر بواسطه عدم رواج چنين عادتى اشتهارى ندارد.
و همانطورى كه مردم محافظ عادات عامّه را مورد مدح قرار مىدهند افراد بىاعتناء بآنها را مذمّت مىنمايند اعمّ از آنكه عادت حسنه از ناحيه عقلى بوده يا عاطفى و يا شرعى باشد چنانچه عادت سيّئه را نيز محكوم بقبح دانسته و لو از هرناحيهاى كه باشد.
مثلا بوضوح مشاهده مىكنيم در صورت معتاد و متعارف بودن تراشيدن ريش كسى را كه محاسن مىگذارد مذمّت و ملامت نموده و بعكس در فرضى كه بگذاردن ريش عادت كردهاند شخص ريشتراش را بباد انتقاد و تخطئه مىگيرند يا كسيكه لباس غير متعارف مىپوشد بصرف عدم تعارف او را مذموم قرار داده بلكه بسا مسخرهاش نموده يا بىدين مىشمرند.
اين قسم از حسن و قبح نيز عقلى نبوده بلكه سزاوار است كه حسن و قبح عادى ناميده شوند زيرا منشاء آندو عرف و عادت مىباشد و قضاياى در اين رابطه از نظر منطقيّين به عادّيّات معروفند و لذا اينقسم نيز داخل در محلّ نزاع با اشاعره نيست