بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٠٧ - مقدمه واجب
ملازمهاى موقوف بر برهان هندسى است و صرف تصوّر زواياى مثلّث و تصوير دو قائمه و نسبت بين زواياى مثلّث و قائمتين در حكم بتساوى و جزم باين لزوم كفايت نمىكند.
قوله: او بيّنة بالمعنى الاعمّ: ملازمه بيّن بمعناى اعمّ آنستكه از تصوّر لازم و ملزوم و نسبت بين آندو جزم بملازمه حاصل شود مانند اينكه مىگوئيم:
عدد (٢) نصف (٤) مىباشد.
در اينمثال وقتى عدد دو بتنهائى تصوّر شود بسا از اينكه نصف چهار مىباشد غافل هستيم ولى وقتى چهار را نيز تصوّر نموده و نسبت بين آندو را نيز در نظر گرفتيم بطور جزم حكم مىكنيم كه عدد دو نصف چهار مىباشد.
قوله: او بيّنة بالمعنى الاخصّ: ملازمه بيّن بمعناى اخصّ آنستكه از مجرّد تصوّر لازم و ملزوم جزم بلزوم حاصل شود بدون نياز به وساطت امر ديگرى مانند حكم بلزوم زوجيّت براى عدد چهار.
قوله: بل اثباته انّما يتوقّف الخ: ضمير در « اثباته » به لازم راجع است.
قوله: من نوع دلالة الاشارة: شرح آن قبلا گذشت و گفتيم در اين دلالت از نظر عرف مدلول مقصود بقصد استعمالى نبوده ولى به لزوم غير بيّن يا بيّن بمعناى اعمّ كلام بر آن دلالت مىكند اعمّ از آنكه مدلول از كلام واحد استنباط شده يا از دو كلام بدست آيد.
قوله: و لعلّه لاجل هذا الخ: ضمير در « لعلّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: و هم على حقّ فى ذلك: ضمير « هم » به علماء راجع بوده و مشار اليه « ذلك » ادخال هذه المسئلة فى مباحث الالفاظ مىباشد.
قوله: و لكن الامر ليس كذلك: يعنى ملازمه از قبيل بيّن بمعناى اخصّ نيست بلكه يا غير بيّن بوده و يا بيّن بمعناى اعمّ مىباشد.
قوله: انّه على احد الاقوال: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: تدخل صغرى لحجّيّة الظّهور: ضمير در « تدخل » به هذه المسئلة عود مىكند.
قوله: هو جعلها صغرى الخ: ضمير در « جعلها » به هذه المسئلة برمىگردد.