بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٩٨ - مناقشه مرحوم مصنف در جواب مذكور
بودن همان مطلوبيّت ذاتيّه و رجحان نفسى و ذاتى آن مىباشد و پرواضح است كه بعد از تعلّق امر غيرى بآن اينمعنا باقيست در نتيجه عباديّت پس از تعلّق امر غيرى بآن باقى مىباشد.
و وقتى صحيح بود كه امر غيرى به طهارت بعنوان اينكه عبادت است تعلّق گيرد و استحباب در آن مندك فرض شد باينمعنا كه امر غيرى استمرار و ادامه همان مطلوبيّت نفسى قبل مىباشد لاجرم امر غيرى براى دعوت بسوى طهارت عبادى مزبور صلاحيّت پيدا مىكند و بدين ترتيب امر غيرى مزبور از اوامر عبادى بحساب مىآيد منتهى بايد اين نكته را در نظر داشت كه عباديت طهارت از جانب غيرى بودن امر ياد شده نيامده و نفس غيريّت مصحّح عباديّت طهارت نگرديده بلكه عبادت بودن طهارت را مىتوان استناد بامر غيرى مزبور داد ولى باين لحاظ كه امر مزبور ادامه همان مطلوبيّت نفسيّه و رجحان ذاتى است كه از ناحيه امر استحبابى نفسى سابق حاصل شده است.
و طبق اين تقرير امر غيرى به امر عبادى منقلب مىگردد ولى با اين فرض كه عباديّتش بالعرض بوده نه بالذّات تا بتوان در مقام اشكال گفت:
امر غيرى توصّلى است و براى عباديّت چگونه مىتواند صلاحيّت داشته باشد.
و با توجّه باين بيان مىتوان گفت:
اتيان بطهارت بقصد استحباب پس از دخول وقت عمل واجبى كه مشروط بآنست صحيح نيست زيرا همان طورى كه گفتيم بعد از توجّه امر غيرى استحباب در حدّ خودش باقى نمانده بلكه مندك در امر غيرى گرديده و پرواضح است وقتى استحباب موجود و باقى نماند ديگر اتيان عمل بقصد آن صحيح نمىباشد.
بيان مراد
قوله: و سرّ ذلك: مشار اليه « ذلك » عدم كفايت جواب مذكور در حلّ شبهه سابق الذّكر مىباشد.
قوله: انّه لو كان المصحّح لعباديّتها الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن »