بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥٨ - بخش دوم مبحث ملازمات عقليه
سخن گفتيم و از حجّيّت اصالة الظّهور نيز در مباحث حجّت بايد بحث كرد.
توضيح
در اينجا دو مسئله بوده كه مىبايد بشرح و توضيح آن پرداخت:
مسئله اوّل
اگر عقل بحسن يا قبح شيئى از نظر شرع حكم نمود يا احيانا دلالت كرد كه فعل يا ترك آن لازم و واجب است بهرطريقى از طرق و سببى از اسباب آتيه كه انشاء اللّه شرح آنها خواهد آمد كه باشد جاى طرح اين سؤال است كه آيا:
باينحكم عقلى، حكم شرعى نيز ثابت مىشود يا نه؟
و بعبارت ديگر:
آيا از حكم عقل مىتوان كشف نمود كه شارع مقدّس در واقع بآن حكم فرموده يا چنين كشفى ممكن نيست؟
مآل و برگشت اين سؤال بآنست كه بگوئيم:
آيا حكم عقل حجّت است يا حجّت نيست؟
اين بحث را همانطوريكه گفتيم در مباحث حجّت بايد ذكر نمود و اينجا جايش نيست و عنقريب انشاء اللّه خواهيم گفت كه ممكنست از غير كتاب و سنّت نيز بحكم شرعى قطع و يقين پيدا كرد و وقتى قطع حاصل شد چگونه حجّت مىباشد.
مسئله دوّم
آيا عقل از طريقى مىتواند بدست آورد كه فلان شيئ مثلا از نظر شرع حسن يا قبيح بوده و يا احيانا فعل يا تركش شرعا لازم است يا چنين اقتدارى را ندارد؟
و بعبارت ديگر:
پس از آنكه عقل حسن اشياء و لزوم فعل آنها يا قبح و لزوم تركشان را درك نمود آيا از اين ادراك مىتواند كشف كند كه از نظر شارع نيز امر همانطور است كه