بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٥٠ - مناقشه مرحوم اصفهانى در كلام مذكور
مىباشد.
اگر بگوئيد:
بنابراين تقرير وقتى مكلّف مسبّب و مشروطى را كه واجب است اتيان نمود بدون آنكه شرط را بياورد مىبايد امر متعلّق به مسبّب ساقط گردد.
در جواب گوئيم:
از لوازم اشتراط آنستكه امر متعلّق به مسبّب بمجرّد اتيان آن بدون شرط ساقط نمىشود زيرا در غير اينصورت اشتراط لغو و عبث مىباشد.
بيان مراد
سپس مرحوم محقّق اصفهانى فرمودهاند:
و اگر تقييد مأموربه بقيد از قبيل قسم دوّم بوده يعنى دخالتش در فعليّت غرض مفروض باشد همانطوريكه شأن همه شروط چنين بوده بدون اينكه بين شرط شرعى و عقلى در اين معنا فرقى باشد در اينفرض قطعا نمىتوان شرط را مأموربه بامر نفسى دانست زيرا بحسب فرض شرط در اصل غرض دخالتى ندارد فلذا اراده مولى بالاصاله بآن تعلّق نگرفته است.
و بعبارت ديگر:
اراده متعلّق بآن ابدا در عرض اراده راجع به ذات مأموربه نبوده بلكه در طول و تابع آن مىباشد و بتعبير روشنتر:
اراده مولى اوّلا و بالذّات به ذات مأموربه تعلّق گرفته بدون اعتبار و لحاظ شرط ولى چون غرض مترتّب بر مأموربه در خارج فعليّت پيدا نمىكند مگر بواسطه شرط ثانيا و بالعرض ارادهاش به شرط نيز متوجّه شده و آن را از مكلّف خواسته و بدين ترتيب شرط متّصف بوجوب غيرى مىگردد اعمّ از آنكه شرط شرعى بوده يا عقلى باشد فقط تنها فرقى كه بين ايندو است اينكه:
دخالت شرط شرعى در مأموربه چون بنظر شارع مقدّس بوده لاجرم وى مىبايد مكلّف را از اين واقعيّت مطّلع سازد و نحوه اطّلاع و اعلام نمودنش بيكى از دو طريق ذيل مىباشد.