بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٦٣ - امر هشتم مقدمات مفوته
و ايندو عبارتند از:
الف: وجوب مقدّمه تابع وجوب ذو المقدّمه است بهرنحوى از انحاء تبعيّت كه فرض گردد مخصوصا زمانيكه تبعيّت از قبيل تبعيّت معلول نسبت بعلّتش فرض شود حال با توجّه باين نكته مىگوئيم:
چگونه ممكنست فرض كنيم مقدّمهاى كه تابع ذو المقدّمه است قبل از آمدن وجوب روى ذو المقدّمه و اتّصافش بآن واجب مىباشد و اين معنايش تحقّق پيدا كردن تابع است قبل از متبوع كه امرى است محال.
ب: چگونه تارك مقدّمه بواسطه اين ترك كه بعدا منجر به ترك ذو المقدّمه مىگردد پيش از فرارسيدن زمان ذو المقدّمه مستحقّ عقاب باشد با اينكه بحسب فرض فعلا وجوبى نيامده زيرا وقت ذو المقدّمه نرسيده تا واجب گردد و در ظرف آن نيز چون مقدّمهاش ترك شده مكلّف بر اتيان آن چون قادر نيست وجوبش ساقط است چه آنكه بديهى و واضح است قدرت شرط عقلى در وجوب مىباشد لاجرم در فرض فقدانش وجوب نيز معدوم و مفقود بايد باشد.
بيان مراد
قوله: فى الموقّتات: يعنى واجباتى كه وجوبشان مشروط بوقت خاصّى است همچون حجّ و صلوات يوميّه.
قوله: قبل حلول ايّامه: يعنى ايّام حجّ و آن عبارتست از روزهاى نهم و دهم و يازدهم ماه ذى حجّة.
قوله: بعدم التّمكّن منه بعد دخول وقتها: ضمير در « منه » بكلّ واحد من الوضوء و الغسل راجع است و در « وقتها » به صلوة عود مىكند.
قوله: بلزوم الاتيان بها: ضمير در « بها » به هذه المقدّمات راجع است.
قوله: و يحكم ايضا بانّ التّارك لها: ضمير در « يحكم » به عقل و در « لها » به هذه المقدّمات عود مىكند.
قوله: فلانّه كيف يستحقّ العقاب: ضمير در « فلانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.