بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٥٤ - تعجب مصنف(ره) از مرحوم صاحب فصول
تحسين و تقبيح عقلى.
از اينرو ديگر جاى آن نيست كه ما بحث از ثبوت ملازمه نمائيم يعنى بعد از آنكه فرض نموديم حسن و قبح عقلى ثابت است و آن با حسن و قبح شرعى متّحد مىباشد ديگر نوبت باين بحث نمىرسد كه بگوئيم:
آيا حسن و قبح شرعى لازمه، حسن و قبح عقلى است يا بينشان تلازمى نيست.
ولى در عين حال ما مسئله ملازمه بين ايندو را مسئله مستقلّهاى عنوان نمودهايم و جهتش آنستكه:
برخى حسن و قبح عقلى را منفكّ از حسن و قبح شرعى دانسته و همين توهّم موجب آن شده كه ما نيز اين مسئله را جداگانه مطرح نمائيم.
تعجّب مصنّف (ره) از مرحوم صاحب فصول
و از عجائب آنكه صاحب فصول (ره) ملازمه بين حكم عقل و شرع را انكار نموده با اينكه وى از كسانى است كه به حسن و قبح عقلى قائل مىباشد و گويا ايشان گمان كردهاند كه هرچه را عقل درك كند و بهر مصلحت و مفسدهاى كه حكم كند و لو از طريق نظرى يا سببى غير از سبب عام يعنى اسبابى كه قبلا ذكر گرديد در مسئله تحسين و تقبيح عقلى داخل است و چنين پنداشته كه قائل بملازمه در مثل اين امور نيز به ملازمه قائل مىباشد.
ولى ما مىگوئيم قضاياى تحسين و تقبيح همان قضايائى است كه آراء عقلاء جملگى بر آن مطابق مىباشد و تنها در مثل اينگونه از قضاياى عقلى بين آنها و حكم شرعى ملازمه است نه هرچه را كه عقل حكم نمود شرع نيز از راه ملازمه در آن حكم داشته باشد.
بنابراين آنچه را كه عقل از هرراهى درك مىكند و لو آراء عقلاء جملگى بر آن متطابق نباشد يا احيانا تطابق داشته ولى نه بملاحظه اينكه عاقل بحساب مىآيند با هم توافق نموده و مانند هم حكم كرده باشند اينطور نيست كه در مسئله حاضر