بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٤١ - ثمره مسئله مورد بحث
است بديهى است كه بين متعلّق امر يعنى ازاله نجاست و ضدّ آنكه خواندن نماز باشد تزاحم بوده و مكلّف نمىتواند باتيان هردو در يك زمان مبادرت ورزد از اينرو لازم است بقاعده تزاحم كه تقديم اهمّ باشد عمل نمود فلذا چون ازاله از نظر شارع ارجح و اهمّ مىباشد بايد آنرا بر نماز مقدّم كرد و بعبارت ديگر:
امر فعلى منجّز همان امرى است كه به ازاله تعلّق گرفته نه به نماز.
حال اگر قائل شديم كه امر بالشّيئ مقتضى نهى از ضدّ خاصّ است چون ضدّ در فرض مزبور امر عبادى است و طبق اينقول منهىّعنه مىباشد و در محلّش مقرّر است كه نهى در عبادات موجب فساد بوده لاجرم اگر مكلّف از ازاله روگردانده و بنماز مشغول شود نمازش فاسد و باطل است ولى اگر باقتضاء مزبور قائل نباشيم چون نماز مورد نهى نبوده هيچ دليلى بر فساد آن نداريم از اينرو اگر مكلّف ازاله را ترك كرده و بنماز بايستد نمازش صحيح مىباشد.
بيان مراد
قوله: و اهمّها و العمدة فيها: ضمائر مؤنّث به ثمرات راجع است.
قوله: اذا كان عبادة: ضمير در « كان » به ضدّ راجع است.
قوله: انّه قد يكون هناك واجب: ضمير در « انّه » بمعناى شأن مىباشد.
قوله: و ضدّه عبادة: ضمير در « ضدّه » به واجب راجع است.
قوله: فانّه لمكان التّزاحم بين الامرين: ضمير در « فانّه » بمعناى « شأن » مىباشد و مقصود از « امرين » امر به واجب و امر به ضدّ آن مىباشد و در مثاليكه گذشت امرين عبارتند از ازل كه متعلّقش نجاست از مسجد مىباشد و صلّ كه متعلّقش انجام نماز است.
قوله: و الاوّل ارجح: مقصود از « الاوّل » ازل مىباشد.
قوله: و حينئذ: يعنى و حين يكون الاوّل ارجح من الثّانى.
قوله: فاذا اتى به: ضمير در « به » به ضدّ كه مقصود نماز است برمىگردد.
متن: و ارجحيّة الواجب على ضدّه الخاصّ العبادي يتصوّر في اربعة موارد: