بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٤١ - امر پنجم مقدمه داخليه
داشتن شيئى بر نفس خود مىباشد.
٢- پس از آنكه مقدّمه بودن جزء را پذيرفته مىگوئيم:
اگرچه جزء مقدّمه است ولى در عين حال اتّصافش بوجوب غيرى مادامى كه واجب نفسى است غير ممكن مىباشد زيرا بحسب فرض جزء، جزء واجبى است كه متّصف بوجوب نفسى مىباشد و چون مركّب همان اجزاء بوده نه امر ديگرى و لازمه اينكلام آنستكه مركّب بر اجزائش منبسط شده و بدين ترتيب تمام اجزائش نيز واجب نفسى باشند لاجرم اگر جزء متّصف بوجوب غيرى گردد لازم مىآيد كه داراى دو وجوب باشد:
الف: وجوب نفسى.
ب: وجوب غيرى.
و اين امر از مستحيلات مىباشد چون مستلزم آنستكه در شيئ واحد دو لحاظ متضادّ شده باشد.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
حضرات در تقرير وجه استحاله اجتماع دو وجوب (وجوب غيرى و وجوب نفسى) با يكديگر بنزاع پرداخته و هركدام وجهى را براى آن بيان كردهاند ولى ذكر آن در اينجا براى ما اهميّتى ندارد چون همگى اتّفاق دارند كه اجتماع مزبور مستحيل است و پس از چنين اتّفاقى ديگر براى ما مهمّ نيست كه وجه آن چيست.
سپس مىفرمايند:
و چون بر اين بحث فائده عمليّهاى مترتّب نيست حتّى با اينفرض كه در مسئله وجوب مقدّمه فائده عمليّه وجود دارد لاجرم بهمين مقدار اكتفاء كرده و طالبين را بكتب مطوّله ارجاع مىدهيم اگرچه بحث مزبور از ابحاث دقيقه بوده و حضرات اطرافش سخن بسيار گفتهاند.
بيان مراد
قوله: داخل فى قوام المركّب: يعنى فى تحقّق المركّب.
قوله: و له وجود مستقلّ: ضمير در « له » به « كلّ ما يتوقّف» راجع است.