بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٩٠ - بحث اول معناى حسن و قبح و تصوير نزاع در ايندو
معناى دوّمى كه براى حسن و قبح ذكر كرديم وسيعتر از آنست كه بيان شد چه آنكه شيئ گاهى فى نفسه موجب لذّت و درد نمىشود بلكه بملاحظه اثرى كه بدنبالش حاصل شده و نفس از آن ملتذ شده يا بواسطهاش دردناك و متألّم گرديده متّصف به حسن و قبح مىشود بلكه بسا چيزى فى حدّ نفسه و ذاتا قبيح بوده و نفس از آن مشمئز و بىزار است مانند خوردن دواء تلخ ولى باعتبار صحّت و راحتى كه بدنبال تناول آن براى نفس حاصل شده و آن بنظر عقل از تألّم زودگذر و موقّتى كه در شرب دواء حادث مىشود بمراتب اعظم و ارجح است در امور مستحسن داخل مىگردد چنانچه گاهى امر بعكس است يعنى شيئى بحسب ذات و فى حدّ نفسه حسن است و موجب لذّت نفس مىباشد مانند تناول غذاى لذيذ كه در صحّت و سلامتى انسان اخلال وارد مىكند، اين تناول اگرچه حسن است ولى بملاحظه مرضى كه در مزاج انسان ايجاد مىكند از لذّت آنى و موقّت بمراتب اعظم بوده لاجرم عقل آنرا در اشياء قبيح داخل مىكند.
البتّه انسان طىّ تجربههاى طولانى كه در مدّت زندگانيش تحصيل كرده و بواسطه قوّه تميز و تشخيص عقلى كه حقتعالى باو عنايت فرموده قادر است اشياء و افعال را به سه صنف تقسيم كند:
الف: اشياء حسن
ب: اشياء قبيح
ج: اشيائيكه ايندو مزيّت را نداشته و از هردو خالى هستند.
البتّه در اين تقسيم ملائمت و منافرت اشياء با نفس ملاحظه شده و لو باعتبار غايت و نتيجه اين اشياء كه در فاصله نزديك يا دورى حاصل گشته و بلحاظ آن اين اشياء از نظر عقل به حُسن و قبح متّصف مىگردند.
مثال
مثلا كسيكه مشاق و رنجهاى بسيارى را تحمّل كرده و از محروميّتهائى در راه تحصيل علم يا رسيدن بمقام و يا بدست آوردن صحّت و سلامتى و يا احراز مال برخوردار بوده اين امور را قبيح ندانسته بلكه عقلش در نيل بهدف و رسيدن بآرزو