بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٦٢ - مسئله اول مبحث اجزاء
قوله: من الاجزاء او الشّرائط: بيان است براى « ما هو معتبر فيه».
قوله: شرعيّة او عقليّة: مثلا بلوغ از شرائط شرعى است و قدرت شرط عقلى محسوب مىشود.
قوله: فانّ هذا الفعل منه: ضمير در « منه » به مكلّف عود مىكند.
قوله: سواء كان الامر اختياريّا واقعيّا: مانند امر به وضوء در حال صحّت و سلامت مكلّف.
قوله: او اضطراريّا: همچون امر به تيمّم در وقت حصول ابتلاء بمرضى كه ساخت وضوء برايش مضرّ است.
قوله: او ظاهريّا: مانند امر بنمازى كه بيّنه و دو شاهد عادل خبر از دخول وقتش دادهاند و در واقع وقت آن هنوز فرانرسيده.
قوله: على تلك الصّفة: مقصود از « تلك الصّفة» اتيان آن على طبق ما امر به جامعا لجميع ما هو معتبر فيه من الاجزاء او الشّرائط الخ مىباشد.
قوله: و يكتفى به عن امتثال آخر: ضمير در « به » به امتثال عود مىكند.
قوله: قد جاء بما عليه: ضمير در « عليه » به مكلّف راجع است.
قوله: و حينئذ يسقط الامر: كلمه « حينئذ » يعنى حين جاء بما عليه.
قوله: الموجّه اليه: كلمه « الموجّه » بصيغه اسم مفعول صفت است براى « الامر » و ضمير در « اليه » به مكلّف برمىگردد.
قوله: لانّه قد حصل بالفعل الخ: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » مىباشد و مقصود از « فعل » عملى است كه مكلّف انجام داده است و ممكنست مراد از آن معنائى در مقابل « شأنا » مىباشد يعنى فعلا و در حال حاضر آنچه را كه آمر مكلّف را بآن خوانده و دعوت نموده بود حاصل گرديده است و اين احتمال بنظر ظاهرتر و بهتر است.
قوله: و انتهى امده: ضمير مجرورى در « امده » به « ما دعا اليه» راجع بوده و كلمه « امد » بفتح همزه و ميم يعنى مدّت و زمان.
قوله: و يستحيل ان يبقى بعد حصول غرضه: ضمير در « يبقى » به امد و در « غرضه » به آمر راجع است.