بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠١٩ - مسئله سوم مسئله ضد بيان و تشريح محل نزاع
مىباشد على الخصوص كه اقوال علماء در ايندو موضوع با هم اختلاف نيز دارند.
٢- لفظ « اقتضاء » : مقصود از آن اينستكه وقتى امر بچيزى شد بطور حتم و قطع از ضدّ آن نهى مىشود و اين يا بخاطر آنستكه امر بيكى از دلالات سهگانه (مطابقه، تضمّن، التزام) بر آن دلالت دارد و يا بجهت آنستكه لازمه عقل امر بچيزى نهى از ضدّش مىباشد بدون آنكه بين آنها لزوم بيّن بمعناى اخصّ حاكم بوده تا در نتيجه دلالت، دلالت التزامى باشد.
بنابراين مقصود از « اقتضاء » از نظر اصوليّون اعمّ از تمام معانى مذكور مىباشد يعنى چه دلالت امر بر نهى از ضدّ بيكى از دلالات سهگانه بوده و چه بواسطه لزوم عقلى باشد در هرصورت از آن به « اقتضاء » نام مىبرند.
٣- لفظ « نهى » : مرادشان از آن نهى مولوى صادر از شارع مقدّس مىباشد اگرچه تبعى محسوب گردد همچون وجوب مقدّمه كه غيرى و تبعى بوده و معذلك آنرا از امر استفاده مىكنند.
و بهرتقدير معناى مطابقى « نهى » همانطورى كه در مبحث نواهى گذشت زجر و بازداشتن از متعلّقش مىباشد ولى قدماء آنرا به « طلب ترك» تفسير كرده كه آن از قبيل تفسير به لازمه معنا مىباشد ولى گويا اينمعنا از نظر حضرات معناى مطابقى فرض شده و لذا برخى ديگر بر ايشان اعتراض كرده و گفتهاند:
طلب ترك محال است زيرا ترك فعل امرى است حاصل و طلب حاصل غير ممكن و مستحيل مىباشد پس بناچار مىبايد مطلوب از نهى كفّ و بازداشتن نفس از انجام فعل باشد و پرواضح است كه كفّ قبل از نهى حاصل نبوده و ناهيه بواسطه نهى آنرا طلب كرده است و بهرصورت ارباب فنّ در اين نزاع دارند كه آيا مطلوب از نهى مطلق ترك بوده يا كفّ و بازداشتن نفس از انجام فعل مىباشد.
و بايد توجّه داشت زمانى اين نزاع معنا دارد كه معناى « نهى » طلب باشد لذا علماء متحيّر ماندهاند در اينكه مطلوب چه چيز بوده؟
آيا ترك است يا كفّ؟
اگر مقصود از نهى همانطوريكه برخى پنداشتهاند طلب ترك باشد جائى براى نزاع اصوليّون در ضدّ عام وجود ندارد زيرا نهى بر طبق گمان ايشان معنايش