بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦٤ - مقدمه اول اقسام دليل عقلى
سرايت دادن حكم موضوعى را بموضوع ديگر بصرف اشتراك و تشابه آندو در جهتى از جهات و شرح آن در كتب اهل ميزان مبسوطا مطرح است.
قوله: هى خصوص القياس باصطلاح المناطقة: قياس در اصطلاح اهل ميزان عبارتست از:
كلامى كه از چند قضيّه تركيب شده بطورى كه از تأليفشان ذاتا كلام ديگر لازم آيد.
قوله: و اذا كان كذلك: يعنى وقتى علّت علم بحكم شرعى متعيّن شد در قياس منطقى.
قوله: سواء كان استثنائيّا او اقترانيا: قياس استثنائى آنستكه عين يا نقيض نتيجه از حيث مادّه و هيئت در مقدّمتين قياس (صغرى- كبرى) ذكر شده باشد.
و منظور از مادّه، موضوع و محمول در نتيجه بوده چنانچه مقصود از « هيئت » ترتيبى است كه بين ايندو بايد رعايت شود يعنى همانطورى كه موضوع در نتيجه ابتداء و محمول در آن بعدا قرار گرفته در مقدّمه نيز اين ترتيب حفظ شده باشد چنانچه گوئيم:
ان كان هذا انسانا كان حيوانا لكنّه ليس بانسان فلا يكون حيوانا.
و قياس اقترانى آن است كه عين يا نقيض نتيجه در مقدّمتين مذكور نباشد چنانچه گوئيم:
العالم متغيّر و كلّ متغيّر حادث فالعالم حادث.
قوله: فانّ الدّليل الّذى يتألّف منهما: ضمير در « منهما » به مقدّمتين عود مىكند.
قوله: ثمّ حكمه بانّه كلّ ما حكم به العقل الخ: ضمير در « حكمه » به عقل راجع بوده و ضمير در « بانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: و ينضمّ اليها حكمه الخ: ضمير در « اليها » به مقدّمه عقليّه صرفه راجع است.
قوله: الّذىّ يتألّف منهما: ضمير در « منهما » به مقدّمتين عود مىكند.
قوله: و انّما سمّى بذلك: مشار اليه « ذلك » غير مستقلّات عقليّه مىباشد.