بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨١٧ - بحث چهارم اسباب و وسائط حكم نمودن عقل عملى به حسن و قبح
موسوم مىباشند و بخاطر همين است كه اينقسم از حسن و قبح در محلّ نزاع با اشاعره داخل نمىباشد و ما نيز قائل نيستيم كه شرع با جمهور مردم در اين احكام بايد موافقت نمايد زيرا شارع مقدّس چنين انفعالاتى را نداشته بلكه اينحالات از عوارض ممكن بوده و ساحت شارع كه واجب الوجود است از آنها منزّه مىباشد.
و ما ملازمت حكم شارع با حكم عقل در حسن و قبح را صرفا در آراء محموده و تأديبات صلاحيّه قائل هستيم چنانچه شرح ان انشاء اللّه عنقريب خواهد آمد، بنابراين باعتبار اينكه شارع از عقلاء بلكه رئيس ايشان بلكه خالق ايشان است بناچار مىبايد بحكم ايشان بملاحظه اينكه عقلاء هستند حكم نمايد ولى هيچ لزومى ندارد باعتبار اينكه عاطفيّون بوده شارع حكم آنها را تبعيّت كند و ما ابدا قبول نداريم كه شارع مقدّس در مطلق احكام مردم از ايشان متابعت كرده و بحكمشان حكم نمايد.
بيان مراد
قوله: الانفعال النّفسانى: انفعاليّات امورى بوده كه جمهور بسبب حالت پذيرش و نرمشى كه در نفسشان هست آنرا مىپذيرند مانند: رقّت و رحمت و شفقّت و كراهت و حمّيّت و غيرت.
قوله: الرّقّة: يعنى لطافت روح و نازكدلى.
قوله: الرّحمة: يعنى مهربان بودن بديگران.
قوله: و الشّفقّة: يعنى دلجوئى نمودن و تفقّد از ديگران.
قوله: و الحياء. يعنى شرم و آزرم.
قوله: و الانفة: يعنى كراهت و ننگ و عار.
قوله: و الحميّة: بمعناى مروّت و نخوت و غيرت نيز آمده.
قوله: فنرى الجمهور: كلمه « جمهور » بضمّ جيم و هاء گروه و جماعت مردم را گويند.
قوله: لانّه مقتضى الرّحمة و الشّفقة: ضمير در « لانّه » به كلّ واحد من اعانة الضّعفاء و رعاية الايتام راجع است.