بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤١ - مقاله مرحوم مصنف در تصوير دليل مذكور
براى آن امر ديگرى لازم بوده كه وجوب اطاعتش نيازمند به امر ديگرى است لاجرم بايد كلام را بآن امر نقل داد و اين سلسله بانتهاء نرسيده و پيوسته ادامه پيدا مىكند و لازمهاش تسلسل است كه امر باطل و مستحيلى مىباشد.
بلى، زمانى سلسله مزبور موقوف و منتهى شده كه وجوب اطاعت از امر عقلى بوده و متوقّف بر امر شرعى نباشد و اين مطلوب ما مىباشد.
سپس مىفرمايند:
اساسا ثبوت شرايع از اصل و بنيان موقوف بر تحسين و تقبيح عقلى است و اگر ثبوت آنها وابسته به شرع باشد بطور كلّى ثبوت شرايع مستحيل مىگردد زيرا كلام را به طريق شرعى بايد نقل داد و ثبوت آنرا مورد سؤال قرار داد كه از كجا ثابت گرديده و همان تسلسل كه بيان شد پيش مىآيد.
در نتيجه بايد بگوئيم:
ثبوت حسن و قبح شرعى موقوف است بر ثبوت حسن و قبح عقلى.
بيان مراد
قوله: انّه من المسلّم: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: عند الطّرفين: يعنى طرفين نزاع (عدليّه- اشاعره).
قوله: و كذلك وجوب المعرفة: مقصود وجوب معرفت باوامر و نواهى است و ممكنست مقصود وجوب معرفت به حقّ سبحانه و تعالى باشد كه آمر و ناهى است.
قوله: فلا بدّ له من امر: ضمير در « له » به امر شرعى راجع است.
قوله: و لا بدّ له من طاعة: ضمير در « له » به امر عود مىكند.
قوله: الى طاعة وجوبها عقلى: ضمير در « وجوبها » به طاعة راجع است و جمله « وجوبها عقلى» صفت است براى « طاعت » .
قوله: و لو كان ثبوتها من طريق شرعى: ضمير در « ثبوتها » به شرايع راجع است.
قوله: لاستحال ثبوتها: يعنى لاستحال ثبوت الشّرايع.