بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٥٤ - امر هفتم شرط متأخر
شيئ ممكن نيست تحقّق بيابد مگر بعد از آنكه علّتش در خارج تحقّق بيابد.
و مقصود از علّت، علّت تامّهاى است كه مشتمل مىباشد بر آنچه در وجود معلول دخيل است چه آنكه وجود معلول بدون علّت تامّه امكانپذير نيست با توجّه باين نكته مىگوئيم:
وقتى شيئ در خارج تحقّق يافت حالت انتظارى بانتهاء مىرسد و ديگر حاجتى نداريم به چيزى كه بعدا در خارج بعنوان شرط متأخّر تحقّق مىيابد.
بيان مراد
قوله: و نحوها: يعنى و نحو الصّلوة مانند طواف و روزه.
قوله: بناء على انّ الشّرط نفس الافعال الخ: يعنى وضوء و غسل را از مصاديق شرط متقدّم در صورتى مىتوان قرار داد كه نفس افعال يعنى شستن اعضاء را شرط بدانيم چه آنكه در اينفرض واضح و روشن است كه شرط بر مشروط مقدّم است ولى اگر شرط را اثر اين افعال كه طهارت باشد بدانيم چون اين اثر تا زمان مشروط باقى بوده بلكه با آن تا انتهاء و پايان همزمان مىباشد لاجرم از قبيل شرط مقارن بحساب مىآيد.
قوله: انّه هل يمكن ان يكون الشّرط الشّرعى: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: يستحيل فيها ان تكون الخ: ضمير در « فيها » به مقدّمه عقليّه عود مىكنند.
قوله: لانّه لا يوجد الشّيئ: ضمير در « لانّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: فايّة حاجة له تبقى الخ: ضمير در « له » به « الشّيئ » راجع است.
متن: و منشاء هذا الشّكّ و البحث ورود بعض الشّروط الشّرعيّة الّتي ظاهرها تأخّرها في الوجود عن المشروط، و ذلك مثل الغسل اللّيلي للمستحاضة الكبرى الّذي هو شرط- عند بعضهم- لصوم النّهار السّابق على اللّيل.
و من هذا الباب اجازة بيع الفضولي بناء على انّها كاشفة عن صحّة البيع لا ناقلة.