بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٥٥ - منشاء شك مذكور
و لأجل ما ذكرنا من استحالة الشّرط المتأخّر في العقليّات اختلف العلماء في الشّرط الشّرعي اختلافا كثيرا جدّا، فبعضهم ذهب الى امكان الشّرط المتأخّر في الشّرعيّات و بعضهم ذهب الى استحالته قياسا على الشّرط العقلي كما ذكرنا آنفا، و الذّاهبون الى الاستحالة اوّلوا ما ورد في الشّريعة بتأويلات كثيرة يطول شرحها.
و أحسن ما قيل في توجيه امكان الشّرط المتأخّر في الشّرعيّات ما عن بعض مشايخنا الاعاظم قدّس سرّه في بعض تقريرات درسه.
و خلاصته: انّ الكلام تارة يكون في شرط المأمور به، و اخرى في شرط الحكم سواء كان تكليفيّا أم وضعيّا.
ترجمه:
منشاء شكّ مذكور
و منشاء اين شكّ و بحث آنستكه برخى از شروط شرعيّه بحسب ظاهر از مشروطشان در عالم وجود متأخّر قرار گرفتهاند مانند غسل در شب نسبت به زن مستحاضهاى كه استحاضهاش كثيره است كه از نظر بعضى فقهاء شرط صحّت روزه وى آنستكه پس از انقضاء روز غسل شب را بايد انجام دهد.
و چنانچه ملاحظه مىشود غسل مزبور كه بعنوان شرط محسوب شده از مشروطش يعنى روزه متأخّر است.
و از همين باب است اجازه در بيع فضولى بنابر رأى كسانيكه آنرا كاشف از صحّت بيعى مىدانند كه قبلا فضولتا واقع شده نه آنكه ناقل باشد.
و بخاطر همين مطلبى كه بيان نموده و گفتيم در عقليّات مستحيل است شرط از مشروط متأخّر واقع شود علماء در شرط شرعى نيز باختلاف و نزاع دامنهدارى پرداختهاند:
بعضى از ايشان در شرعيّات اين امر را ممكن دانسته و برخى ديگر همچون عقليّات تأخّر شرط از مشروط را غير ممكن پنداشتهاند.
قائلين باستحاله شروطى را كه در شرع انور از قبيل شرط متأخّر معرّفى شده تأويل بردهاند كه شرح تقرير آنها موجب اطاله كلام شده از اينرو از نقل آن خوددارى مىنمائيم.