بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦٦ - مقدمه دوم وجه تسميه اين مباحث به ملازمات عقليه
ديگرى مىباشد اعمّ از آنكه آن امر حكم عقلى بوده يا شرعى و يا غير ايندو باشد مثل آوردن مأمور به بامر اضطرارى كه لازمه آن بحسب عقل سقوط امر اختيارى است در صورت زوال اضطرار چه در داخل وقت و چه در خارج آن چنانچه شرح آن عنقريب در مبحث اجزاء خواهد آمد.
البّته بر بسيارى از مبتديان وجه تسميه اين مباحث به ملازمات عقليّه مخفى است على الخصوص در امورى كه مربوط و متعلّق به مستقلّات عقليّه است از اينرو بر ما واجب است كه در مقام توضيح آن برآمده و بگوئيم:
١- امّا تسميه اين مباحث بملازمات عقليّه در مستقلّات عقليّه انشاء اللّه پس از بيان دو مقدّمه كه دليل عقلى از آنهان تركيب و تأليف مىيابد ظاهر و روشن مىشود و ايندو مقدّمه عبارتند از اينكه مثلا مىگوئيم:
مقدّمه اوّل
العدل يحسن فعله عقلا (عدل عقلا حسن و پسنديده است).
اين قضيّه، قضيّه عقليّه صرف است كه در قياس صغرى قرارش مىدهيم و آن از قضاياى مشهورهاى است كه آراء عقلاء بر آن تطابق داشته و اصطلاحا در منطق از آن به « آراء محموده» تعبير مىكنند.
البتّه اين قضيّه در مباحث علم كلام داخل بوده و عادتا از آن در آنجا بحث مىكنند لذا اگر احيانا در اصول مورد صحبت واقع شد صرفا از باب مقدّمه براى بحث از كبرى است كه در آتيه بيانش خواهد آمد.
مقدّمه دوّم
كلّ ما يحسن فعله عقلا يحسن فعله شرعا (هرچه از نظر عقل انجامش پسنديده باشد بحكم شرع نيز پسنديده است).
اين قضيّه نيز، قضيّه عقليّه بوده كه طبق آنچه انشاء اللّه در محلّش عنقريب خواهد آمد بيان و شرح آنرا خواهيم داد و آن كبراى قياس را تشكيل مىدهد و مضمونش اينستكه بين حكم عقل و شرع ملازمه مىباشد و اين ملازمه از دليل عقلى