بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٧٣ - وجوه چهارگانه براى قول باجزاء
مانند:
فلم تجدوا ماء فتيمّموا صعيدا طيّبا.
( اگر آب نيافتيد پس با خاك پاك تيمّم نمائيد).
و مقصود از مطلق بودن اين ادلّه آنستكه:
ظاهر آنها بمقتضاى اطلاقى كه دارند، اينستكه بتكليف ثانوى در حال ضرورت مىتوان اكتفاء نمود و اساسا تكليف در آن منحصر است و ما وراء آن وظيفه ديگرى وجود ندارد چه آنكه اگر اداء و قضاء واجب مىبودند بر مولى واجب بود كه آنها را بيان كرده و بر لزومشان تنصيص مىفرمود و چون ذكرى از آنها به ميان نياورده معلوم مىشود كه ناقص از اداء كامل مجزى بوده و بدين ترتيب اعاده و قضاء هردو ساقط هستند على الخصوص كه دليلى مثل « انّ التّراب احد الطّهورين يكفيك عشر سنين» وارد شده كه بخوبى مىتوان از آن استظهار كرد كه اتيان بمأموربه ثانوى مجزى از واقعى اوّلى است.
٣- قضاء در جائى واجب است كه فوت صادق باشد و مىتوان ادّعاء نمود در مورد بحث يعنى جائى كه شخص در حال اضطرار مكلّف به اضطرارى را آورده و پس از انقضاء وقت اضطرار مرتفع گرديد فوت صدق نمىكند زيرا فرض قضاء را در جائى مىبايد نمود كه غدر و اضطرار در جميع وقت اداء ادامه داشته باشد و پرواضح است كه در چنين فرض و تقديرى اصلا در وقت امرى به كامل توجّه و تعلّق نگرفته و وقتى امر وجود نداشت چگونه بتوان حكم به فوت فريضه نمود چه آنكه موضوع اصلا منتفى است يعنى فريضهاى نبوده تا فوتش صادق باشد و در نتيجه حكم به لزوم قضاء نمائيم.
و امّا اداء:
اداء در جائى فرض مىشود كه بدار (اتيان در اوّل وقت) بآن جايز باشد و بحسب فرض مكلّف ناقص را در اوّل وقت آورده و سپس اضطرارش پيش از انتهاء وقت برطرف شده و پرواضح است اگر رخصت در بدار ثابت باشد نفس اينمعنا خود اشاره دارد باينكه شارع مقدّس در تحصيل كامل مسامحه فرموده و در صورت حصول تمكّن از آن مكلّف را بر تحصيلش موظّف نفرموده و الّا وى را موظّف مىساخت كه