بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٩٢ - منشاء رأى قائلين باجزاء
الاعمّ من الطّهارة الواقعيّة و الظّاهريّة حين الجهل، فلا يكون فيه انكشاف للخلاف و لا فقدان للشّرط.
و قد ناقشه شيخنا الميرزا النّائيني بعدة مناقشات يطول ذكرها و لا يسعها هذا المختصر و الموضوع من المباحث الدّقيقة الّتي هي فوق مستوى كتابنا.
ترجمه: سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
اگرچه گفتيم در ابتداء بذهن اينطور مىآيد كه عمل باصول شرعيّه مقتضى اجزاء نيست ولى معذلك جماعتى از متأخّرين فرمودهاند كه عمل باصول شرعيّه مجزى از واقع مىباشد از جمله ايشان مرحوم صاحب كفايه است و به تبعيّت از ايشان شاگرد وى استاد ما شيخ محمّد حسين اصفهانى (ره) نيز چنين فرموده.
ولى اينفرموده ايشان صرفا در اصولى است كه جهت تنقيح موضوع تكليف و تحقيق متعلّق آن جارى مىشوند نظير قاعده طهارت و اصالة الحلّيّة و استصحاب ايندو نه اصولى كه در نفس احكام اجراء مىگردند.
منشاء رأى قائلين باجزاء
منشاء اين رأى از نظر مرحوم صاحب كفايه آنستكه دليل اصل در موضوعات احكام دائره شرط يا جزء را كه در موضوع تكليف و متعلّق آن معتبر هستند توسعه مىدهد مثلا فرموده معصوم عليه السّلام:
كلّ شيئ نظيف حتّى تعلم انّه قذر.
( تمام اشياء پاكيزه بوده تا وقتيكه علم به نجاست آنها پيدا كنى).
دلالت دارد بر اينكه پيش از علم به نجاست تمام اشياء محكوم بطهارت مىباشند و معناى حكم بطهارت اينستكه آثار طهارت را بر شيئ بايد مترتّب نمود و همچنين معتقد بود كه احكام تكليفيّه و وضعيّه كه از جمله آنها شرطيّت است در حقّش انشاء شدهاند در نتيجه بايد حكم كرد نمازى كه با لباس مشكوك الطّهارة خوانده شده صحيح است همانطوريكه اگر با جامه طاهر واقعى خوانده شود حكمش چنين مىباشد.