بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٥١ - وجوب خروج از مكان غصبى يا حرمت آن
اين قول به شيخ اعظم انصارى نسبت داده شده و از تقريرات درسشان اينطور ظاهر مىشود كه ايشان بهمين رأى معتقد بودهاند.
برخى ديگر فرمودهاند: خروج واجب غيرى است چنانچه اين قول از برخى تعبيرات واقع در تقريرات شيخ نيز بدست مىآيد.
وجه اينقول آنستكه خروج مقدّمه است براى تخلّص از حرام و مراد از حرام مقدار غصبى است زائد بر اصل تصرّف كه در صورت عدم خروج اينمقدار تحقّق مىيابد.
مختار مرحوم مصنّف
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
بنظر ما حقّ اينستكه خروج نه واجب نفسى است و نه غيرى.
امّا اينكه واجب نفسى نيست دليلش سه امر است:
دليل اوّل
تخلّص از چيزى بهرمعنائى كه فرض شود عنوانى است در مقابل عنوان ابتلاء و بدل از آن بوده بطوريكه با هم قابل جمع نيستند و اساسا تقابل آنها از قبيل تقابل عدم و ملكه مىباشد و اينمعنا واضح و روشن بوده و نيازى بشرح و توضيح ندارد و با توجّه باين نكته مىگوئيم:
مراد شما از تخلّص كه فرموديد عنوان حسن است چيست؟
اگر مقصود آنست كه تخلّص از اصل غصب حسن است فلذا خروج چون از مصاديق آن مىباشد عقل به حسنش حكم مىكند در جواب مىگوئيم:
امر چنين نيست زيرا مكلّف بواسطه حركات خروجيّه مبتلا به غصب مىشود نه آنكه از آن تخلّص يابد زيرا حركات خروجى عبارتست از تصرّف در ملك غصبى نه احتراز و اجتناب از آن.
و اگر منظور آنستكه تخلّص از غصب زائد بر اصل غصب حسن است بطورى كه اگر اقدام به خروج نكند مبتلا بمقدار زائد مىشود در جواب مىگوئيم: