بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٧٢ - متعلق نهى
و بسا علاوه بر اين مىگويند لفظى كه دلالت بر نهى دارد بر فساد منهىعنه به دلالت التزاميّه دلالت دارد و كسانيكه قائل باقتضاء نيستند مىگويند نهى از شيئ عقلا مستلزم فساد آن نمىباشد.
و بعبارت ديگر مىتوان گفت:
مرجع و مآل نزاع در اينمسئله به نزاع در وجود ممانعت و منافرت عقلى بين صحيح بودن شيئ و منهىعنه بودنش مىباشد يعنى نزاع است در اينكه آيا بين صحّت شيئ و نهى از آن مانعة الجمع است يا اينطور نمىباشد؟
و بخاطر همين معنا اينمسئله در بحث ملازمات عقليّه داخل است چنانچه ما چنين نموده و آنرا در اين باب داخل كرديم.
و چون در هريك از عبادت و معامله ابحاث مختلف و بسيارى وجود دارد لاجرم حضرات بحث را در دو موضع منعقد ساختهاند:
الف: باب عبادت.
ب: باب معامله.
پس سزاوار است از هركدام از آنها بطور مستقلّ در دو مبحث صحبت نمائيم.
بيان مراد
قوله: يتّضح المقصود من النّزاع و محلّه: ضمير در « محلّه » به نزاع عود مىكند.
قوله: فانّه يرجع الى النّزاع الخ: ضمير در « فانّه » به محلّ نزاع در اينجا عود مىكند.
قوله: و قد يقول مع ذلك: مشار اليه « ذلك » استلزام بين نهى و فساد متعلّق مىباشد.
قوله: و من يقول بعدمه: ضمير در « بعدمه » به اقتضاء راجع است.
قوله: انّه هل هناك مانعة جمع الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: و لاجل هذا الخ: مشار اليه « هذا » رجوع النّزاع فى وجود المنافرة عقلا بين كون الشّيئ الخ مىباشد.